تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بروز سراير است - نتواند گفت : « رَبِّيَ اللَّهُ » آن‌گاه كه سؤال شود : « مَنْ رَبُّكَ » « 1 » ؛ زيرا كه انتخاب اين اسم در بين اسماء ، اشارت به آن شايد باشد كه در تحت تربيت كى بودى و دست قدرت كى در تو متصرف بود در حيات دنياوى ؟ پس اگر انسان در تحت ربوبيت ذات مقدّس حق تربيت شده باشد و ظاهر و باطنش مربّى به آن تربيت باشد ، جواب مىتواند دهد ، و گرنه ، يا جواب ندهد و يا « ربّي الشيطان » و يا « ربّى النفس الأمّارة » شايد بگويد . و بايد دانست كه ريشهء صفح و تجاوز ، از ترك حبّ دنيا و نفس ، آب مىخورد ؛ چنانچه انتقام و غضب بىمورد - كه در اين مقام مقصود است - از حبّ دنيا و نفس و اهميت‌دادن به مآرب دنيايى ريشه مىگيرد . و از اين بيان معلوم شد كه صفح از جنود عقل و رحمان و از لوازم فطرت مخموره است ، و ضد آن كه انتقام است از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است ؛ زيرا كه آنان كه به فطرت اصليه و روحانيت فطريهء خود باقى هستند ، از آلودگى به محبّت دنيا و نفس مبرّا هستند و از تكالب - كه از خواص نفس سَبُعى است - عارى و برى هستند . وامّا محتجبين به حجاب طبيعت ، چون سر و كار با آمال نفسانيه و مطلوبات طبيعيه دارند ، بر سر جيفهء آن تكالب كنند و قوّهء غضب خود را در راه طبيعت خرج كنند و وسائلى را كه خداى تعالى براى خلاص از دام دنيا و طبيعت به آنها داده ، با همان وسائل در دام آن افتند و به نعمت‌ها و امانت‌هاى خدايى خيانت كنند و دست ناپاك نفس أمّاره را بر آنها دراز كنند .
هامش
( 1 ) - « اشاره است به آنچه در روايات سؤال قبر ، وارد شده است » . ( براى مثال ر . ك : بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 222 ، « كتاب العدل و المعاد » ، باب 8 ، حديث 22 )