فقط ، و چون مراد از تسليم ، تصديق در تمام اشياء است ، مقابل بايد شك را قرار داد « 1 » .
و اين كلام ، خالى از مناقشه نيست ؛ زيرا نفوس وَهمانيه در تمام اشياء شك نمىكنند ، بلكه گاهى هم جزم بر خلاف پيدا مىكنند ، و گاهى هم انكار و جحود مىكنند و تكذيب و ردّ مىنمايند .
و ممكن است كه تسليم حق نشدن ، چون نوعاً ملازم با شك است ، از اين جهت در مقابل ، قرار داده شده است ، و شايد مراد از شك ، خلاف يقين باشد ؛ چنانچه ائمّه لغت بر آن تصريح كردند « 2 » ، و مقصود از خلاف يقين ، اعمّ از شك متعارف باشد كه حالت ترديد است .
فصل دوم در بيان فوائد تسليم
] « تسليم » يكى از صفات نيكوى مؤمنين است كه به واسطه آن طىّ مقامات معنويه و معارف الهيه شود ، و كسى كه تسليم پيش حق و اولياء خدا شود و در مقابل آنها چونوچرا نكند و با قدم آنها سير ملكوتى كند ، زود به مقصد مىرسد . از اين جهت ، بعضى از عرفاء گويند كه مؤمنين از حكماء نزديكتر به مقصد و مقصود هستند ؛ زيرا كه آنها قدم را جاى پاى پيامبران مىگذارند و حكماء مىخواهند با فكر و عقل خود سير كنند ، و البته آنكه تسليم راهنمايى
هامش
( 1 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألِّهين ، ج 1 ، ص 450 .
( 2 ) - ر . ك : الصحاح ، ج 4 ، ص 1594 ؛ لسان العرب ، ج 7 ، ص 174 ؛ تاج العروس ، ج 7 ، ص 150 .