حكماء و دانشمندان براى خروج از حدّ نقص و تفريط آن ، دستوراتى داده و خود براى تهييج آن به كارهايى فوقالعاده اقدام مىكردند ؛ چنانچه از بعضى معروف است كه براى خروج از تفريط آن ، در مواقع خوفناك مىرفت و نفس را در مخاطرات مىانداخت ، و در موقع تلاطم كشتى سوار آن مىشد تا آنكه خوف و سستى را از نفس دور كند « 1 » . گرچه اين نحو معالجات ، زيادهروى و افراط است ، لكن اصل علاج براى بيداركردن قوّه غضب در صورت سستى و فتور آن لازم است ؛ زيرا كه از سستى آن خلل عظيم بر نظام جمعيت و حكومت مدينه فاضله لازم آيد و خطرهاى بزرگ بر زندگانى فردى و اجتماعى رخ دهد و عيبهاى بزرگ مترتّب بر خمودى اين قوّه شريفه شود ؛ از قبيل ضعف و سستى و تنبلى ، طمع و كم صبرى و قلّت ثبات و فرار از جنگ و فرونشستن از اقدام در موقع ضرورت و تركنمودن امر به معروف و نهى از منكر ، و تندردادن به ننگ و عار و ذلّت و مسكنت .
خداوند عالم اين قوّه شريفه را در انسان ، عبث و بيهوده خلق نفرموده ؛ آن را سرمايه سعادت دنيا و سرافرازى و بزرگى قرار داده و سرچشمهء سعادتهاى آن جهان مقرّر داشته .
فرونشستن از اقدام و سستىنمودن از امر به معروف و نهى از منكر ، و جلوگيرىننمودن از ظلم ستمكاران ، حلم نيست ، بلكه خمود است كه يكى از ملكات رذيله و صفات ناهنجار است .
خداى تعالى در آيات شريفه قرآنيه ، از مؤمنين به
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
« 2 » تعبير فرموده ، و مجاهدين و شجاعان در معركه جنگها را بر
هامش
( 1 ) - تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق ، ص 173 .
( 2 ) - « مؤمنان نسبت به كُفّار ، سخت و نسبت به خودشان ، مهربانند » . ( الفتح ( 48 ) : 29 )