از معرفت داشت و جلوه [ اى ] از محبّت در آن حاصل بود ، بايد از خجلت بميريم و سرِ شرمسارى را تا قيامت به زير افكنيم . آنان اگر چيزى بخواهند ، چون كرامت دوست است مىخواهند .
ببين محبّ حقيقى و مجذوب مطلق ، علىّ بن ابىطالب - سلام اللَّه عليه - چه مىگويد ! در دعاى كميل مىگويد : « فَهَبْنِي يا إلهِي وَسَيِّدي وَمَوْلايَ وَرَبِّي ، صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِكَ ، وَهَبْنِي يا إلهي ، صَبَرْتُ عَلىحَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ أصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلى كَرامَتِكَ » « 1 » .
اين دوست حقيقى از فراق ، خوفناك است و روزگار وصال را مىخواهد و مىجويد .
بشنو از نى چون حكايت مىكند * از جدايىها شكايت مىكند « 2 »
تا آنكه مىگويد :
هر كسى او بازماند از اصل خويش * بازجويد روزگارِ وصل خويش « 3 »
افتتاح اين كتاب بزرگ از لسان فطرت است ، و نيز نظرش به نعمتهاى خدا از آن جهت است كه دار كرامت حق است . علىّ بن أبىطالب ، سرحلقهء عشّاق خدا ، بهشت را براى بهشت نمىخواهد ؛ چون دار كرامت است مىخواهد . ما بيچارهها هر چه مىخواهيم براى خود مىخواهيم ؛ خدا را هم براى خود
هامش
( 1 ) - « اى خدا و مولا و سرور من ، گيرم كه بر عذابِ تو صبر كنم ، پس بر فراقِ تو چگونه صبر نمايم . اى خداى من ، گيرم كه بر گرماىِ آتش تو صبر كنم ، ولى چگونه بر نظر نمودن به كرامتِ تو صبر نمايم ؟ ! ! » ( إقبال الأعمال ، ص 222 ، دعاى كميل )
( 2 ) - مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 5 ، بيت 1 .
( 3 ) - مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 5 ، بيت 4 .