دوست و دشمن را نشناسد و درهم دَرَد و نظام عالم و عائله بشرى را متزلزل و منهدم كند . چه بسا كه با قوّهء غضبيه يك نفر از اين نوع ، تمام عائله بشر و سرتاسر عالم منقلب و بيچاره شود .
سبعيّت انسان ، چون سبعيّت ديگر حيوانات نيست كه حدّ محدود و انتها و وقوف داشته باشد ؛ زيرا كه حلقوم انسان ، بلع همه عالم را اگر كند ، قانع نشود و آتش طمعش فرو ننشيند . از اين جهت ، جهنّمِ غضبش ممكن است تمام عالم طبيعت را بسوزاند .
الآن كه نويسنده ، اين اوراق را سياه مىكند ، موقع جوشش جنگ عمومى بين متّفقين و آلمان است كه آتش آن در تمام سكنه عالم شلعهور شده ، و اين شعلهء سوزنده و جهنّمِ فروزنده نيست ، جز نائره غضب يك جانور آدمخوار و يك سبع تبهروزگار ، كه به اسم پيشوايى آلمان ، عالم را و خصوصاً ملت بيچاره خود را بدبخت و پريشانروزگار كرد ، و اكنون رو به زوال و اضمحلال است .
ولى با زوال نظام عالم و شيوع سبعيّت و شيطنت و جهل در سكنه عالم ، اين آلات و ادوات و اختراعات محيِّر العقولى كه خداوند نصيب اروپاى امروز كرده ، اگر بهطور عقل و در تحت پرچم دين الهى اداره مىشد ، عالم ، يكپارچه نورانيت و معدلت مىشد ، و سرتاسر دنيا به روابط حسنه مىتوانست سعادت ابد خود را تأمين كند ؛ ولى مع التأسّف اين قواى اختراعيه در تحت سيطرهء جهل و نادانى و شيطنت و خودخواهى ، همه بر ضد سعادت نوع انسانى و خلاف نظام مدينه فاضله به كار برده مىشود و آنچه بايد دنيا را نورانى و روشن كند ، آن را به ظلمت و بيچارگى فرو برده و راه بدبختى و ذلّت و زحمت به انسان مىپيمايد ، تا به كجا منتهى شود و كى اين جمعيت بينوا از دست چند نفر حيوان به صورت انسان - نه ، بلكه اشخاصى كه عار حيوانيت هم هستند - خلاص شوند ، و اين
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٥٤