كه هر حيله [ اى ] كه به خرج بَرى - از قبيل نصايح و مواعظ - و هر چه با او فروتنى كنى ، بر شعله و مايه آن مىافزايد » « 1 » .
و ما اين كلام شريف را راجع به غضب از كلام ابن مسكويه - حكيم عالى مقام - ترجمه كرديم و در اينجا آورديم ؛ زيرا كه بهتر از كلام آن حكيم در اين باب چيزى نداشتم .
پس معلوم شد كه قساوت و غضب دو صفت و حال قلبند كه به هم ربطى ندارند ، و اينكه در حديث شريف ، رأفت و رحمت را در مقابل آنها قرار داده ، مقابلت حقيقيه مقصود نيست ، بلكه لازم يا ملزوم مقابل ، مقصود است ؛ زيرا رأفت لازمه لينت است كه آن ، مقابل قسوت است ، و رحمت لازم يا ملزوم حلم است كه آن ، مقابل غضب است .
فصل چهارم در بيان آنكه رأفت از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است
] بدانكه رحمت و رأفت و شفقت و لينت و حلم ، هر يك از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل و رحمانند ، و حبّ تعاطف و ترحّم و مودّت و معدلت در خميرهء ذات تمام عائله بشرى هست .
و هر كس هر چه ظالم باشد ، به حسب جبلّت اوّليه ، به زيردستان و افتادگان و ضعفاء و بيچارگان و به كودكان ضعيف ، رحيم و عطوف و رؤوف است ؛ بلكه رحمت بر هر صاحب حياتى ، و رأفت بر هر موجودى در نهاد انسان به وديعت گذاشته شده .
هامش
( 1 ) - تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق ، ص 165 ؛ اخلاق ناصرى ، ص 176 .