تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
حقّا كه انسان اگر به نور معرفت قلبش منوّر باشد و مانند ما اسير سلسله‌هاى شهوات و زندان طبيعت نباشد ، هر گز مخاطبه با حق تعالى و توجه و ذكر او را وسيله چيز ديگر قرار نمىدهد . اولياء خدا نظرشان به دعا انقطاع به حق تعالى است ، و او و مذاكره و خلوت با او را وسيله خودپرستى و خودخواهى نمىكنند ؛ بلكه هر چه بخواهند براى آن است كه بابِ مراوده با دوست را مفتوح كنند . در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد « 1 » ما اسيران نفس و شهوت ، خدا را براى خُرما مىخواهيم ، و دوست مطلق را فداى لذّات نفسانيّه مىكنيم . و اين از بزرگترين خطاها است كه اگر دل ما حظّى از معرفت داشت و جلوه [ اى ] از محبّت در آن حاصل بود ، بايد از خجلت بميريم ، و سرِ شرمسارى را تا قيامت به زير افكنيم . آنان اگر چيزى بخواهند ، چون كرامت دوست است ، مىخواهند . ببين محبّ حقيقى و مجذوب مطلق ، علىّ بن أبى طالب - سلام اللَّه عليه - چه مىگويد ! در دعاى كميل مىگويد : « فَهَبْنِي يا إلهِي وَ سَيِّدي وَ مَوْلايَ وَ رَبِّي ، صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِكَ . وَ هَبْنِي يا إلهي ، صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ أصِبْرُ عَنِ النَّظَرِ إلى كَرامَتِكَ » . « 2 »
هامش
( 1 ) - تمامِ بيت - كه مطلع غزلى است مشهور از ميرزا عبد الوهّاب نشاط اصفهانى ( ره ) - اين است :طاعت از دست نيايد ، گنهى بايد كرد * در دلِ دوست به هر حيله ، رهى بايد كرد( ديوان نشاط اصفهانى ( ره ) ، ص 96 . ( 2 ) - اى خدا و مولى و سرور من ، گيرم كه بر عذابِ تو صبر كنم ، پس بر فراقِ تو چگونه صبر نمايم . اى خداى من ، گيرم كه بر گرماىِ آتش تو صبر كنم ، ولى چگونه بر نظر نمودن به كرامتِ تو صبر نمايم ؟ ! ! ( إقبال الأعمال ، سيّد بن طاوس ( ره ) ، ص 708 ، دعاى كميل ( رضى اللَّه عنه ) ) .