ثبات با طمأنينه است كه جمعيّتهاى كم را در مقابل گروههاى انبوه حفظ مىكند ، و بر ممالك بزرگ عالم با عِدّه و عُدّه معدود مسلّط و چيره مىكند .
خداى تعالى در قرآن شريف به اين قوّه طمأنينه و ثبات ، اهميّت شايان داده و فرموده : « بيست نفر اينان بر دويست نفر ديگران غالب و چيره مىشوند » « 1 » و همين طور هم شد . « 2 »
فصل سوّم در بيان آنكه تأنّى و تثبُّت از فطريات مخموره و از جنود عقل است ، و تسرّع و شتابزدگى و بىثباتى و بىقرارى از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
ما پيش از اين ذكر كرديم كه انسان به حسب فطرت اوّليه كه حق تعالى او را به آن مخمّر فرموده ، عاشق كمال مطلق و متنفِّر از نقص است ، و اگر توجه به نقص كند و محبّت غير كمال مطلق در او پيدا شود ، از احتجاب فطرت است . « 3 » از اين جهت ، توجه به خود و خودخواهى و پيروى از شهوات و مقاصد حيوانى و تبيعيّت از شيطان واهمه داخلى و شيطان بزرگ خارجى ، بر خلاف فطرت اوليهء او است . و شك نيست كه تمام عجلهها و شتابزدگيها و بىثباتيها و بىقراريها ، از خوف نرسيدن به مآرب نفسانيّه و لذّات و شهوات حيوانيّه يا فقدان مقاصد حيوانى است .
قلبى كه در آن نور توحيد و معرفت كمال مطلق تابيده شده باشد ، داراى
هامش
( 1 ) -« إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ » .( أنفال / 65 ) .
( 2 ) - اشاره است به واقعهء جنگ بدر . دراينباره نگاه كنيد به : السيرة النَّبويَّة ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 331 ؛ تاريخ الرُّسل و الملوك ، طبري ، ج 2 ، ص 421 ؛ مجمع البيان ، طبرسي ( ره ) ، ج 4 ، ص 857 .
( 3 ) - رجوع كنيد به ص 77 - 76 .