اين آيه با آن كه در سوره شورى « 1 » نيز هست ، اختصاص به سورهء هود شايد براى ذيل آن باشد كه مىفرمايد :
« وَ مَنْ تابَ مَعَكَ »
؛ در سورهء شورى اين ذيل را ندارد . و از اين جهت كه تحصيل استقامت در امت ، امرى است مشكل و سخت ، آيهء اين سوره را ذكر فرمود .
بالجمله ، ثبات و پابرجا بودن در امور ، اسباب پافشارى در معركههاى جنگى شود كه انسان به واسطه ناملايمات و شدايد ، از جنگ روگردان نگردد ، و در ذَبّ از نواميس الهيه لغزش براى او رخ ندهد ؛ چنانچه در ناملايماتِ روحيّه نيز لغزش نكند و طمأنينه و ثبات نفس را از دست ندهد .
و به عكس ، « تسرّع » يكى از ملكات ناهنجار است كه انسان به واسطه آن در هيچ چيز قرار نگيرد ، و به زودى سبك مغزى و تهى بارى كند و انگاره كارها را از دست بدهد ، نه در پيشآمدهاى روحى خوددار باشد ، و نه در شدايد جسمى پايدارى كند . و از اين خُلق ناهنجار ، مفاسد بسيار فردى و اجتماعى در مدينه فاضله رخ دهد . و انسان اگر داراى چنين روحى باشد ، چه بسا كه به واسطه پيشآمدهاى كوچكى خود را ببازد و از وظايف الهيّه و روحانيّه چشمپوشى كند ، و چه بسا كه نفس و شيطان بر او غلبه كنند و او را از راه حق منصرف كنند ، و ايمان او دستخوش آنان گردد ، و شعار دينى و مذهبى و شرفى خود را يكسره از دست بدهد .
طمأنينه نفس و ثبات قدم است كه انسان را در مقابل حزب شيطان نگهدارى كند ، و بر لشكرهاى جهل و شيطنت غلبه دهد .
طمأنينه نفس و ثبات است كه انسان را بر قوّه غضب و شهوت چيره كند ، و
هامش
( 1 ) - در سوره شورى ، آيه 15 آمده است :« وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »آن چنان كه مأمور شدهاى ، استقامت كن .