تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
نيز از قلب سرايت به ظاهر كند . و چنين نيست كه جنود عقل و جهل اختصاص به صفات باطنه داشته باشد - چنانچه از تأمّل در حديث شريف معلوم شود - ، بلكه به طور ظاهر و باطن و اوّليت و آخريّت ، جميع خيرات از جنود عقل است ، چه خيرات باطنه يا ظاهره ؛ و جميع شرور از جنود جهل است ، چه شرور ظاهره يا باطنه . و نسبت ظاهر به باطن - چنانچه در حكمت متعاليه مقرر شده - نسبت مباين به مباين نيست ، بلكه نسبت كمال و نقص و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است « 1 » ؛ بلكه خودِ تعبير به ظاهريّت و باطنيّت شايد از همه تعبيرات بهتر باشد . اخلاق نفسانيّه ، ظهور حقايق و سراير باطنيّه روحيّه است ؛ چنانچه اعمال ظاهريّه ، ظهور ملكات و اخلاق نفسانيّه است . و از شدّت اتصال و وحدت مقامات نفسانيّه ، تمام احكام باطن به ظاهر و ظاهر به باطن سرايت كند . از اين جهت در شريعت مطهَّره به حفظ ظاهر و صورت ، خيلى اهميّت داده شده است ، حتى در كيفيّت نشستن و برخاستن و راه رفتن و گفتگو كردن دستوراتى داده شده ؛ زيرا از تمام اعمال ظاهريّه ، در نفس و روح وديعه‌هائى گذاشته مىشود كه روح به واسطه آنها تغييرات كلّى حاصل مىكند . اگر انسان در راه رفتن شتابزدگى كند ، در روح او نيز توليد شتابزدگى شود ؛ چنانچه روح شتابزده نيز ظاهر را شتابزده كند . و همين طور انسان اگر در اعمال ظاهريّه ، وقار و سكينه و طمأنينه را اعمال كند - گرچه با تكلّف و به خود بندى - كم كم در باطن روح ، اين ملكه شريفه طمأنينه و تثبّت حاصل شود . و اين ملكه شريفه ، مبدأ بسيارى از خيرات و كمالاتست .
هامش
( 1 ) - الأسفار الأربعة ، ج 1 ، ص 68 ، فصل 7 از منهج 1 ؛ و همان جلد ، ص 342 ، 344 ، فصل 4 از مرحله 2 .