خصوصى سفارش شده . « 1 »
چهارم ، تواضع مؤمنين است كه به نور ايمان ، علمِ باللَّه پيدا كردند ، و خود را نيز تا آنجا كه نورِ آنها روشنى داده ، شناختهاند . پس براى حق و خلق ، متواضع شوند .
و در مقابل هر يك از اين مراتب ، تكبّرى است ؛ زيرا در هر احتجابى ، كبريائى از براى نفس حاصل شود .
و بايد دانست كه تواضع با تملّق ، و تكبّر با عزّت نفس فرقها دارد ، هم در مبادى و هم در غايات و هم در ثمرات .
تواضع مبدأش علم باللَّه و علم به نفس است ، و غايتش خدا است يا كرامت خدا ، و نتيجه و ثمرهاش كمال نفسانى است .
تملّق ، مبدأش شرك و جهل است ، و غايتش نفس است ، و ثمرهاش خفّت و خوارى و نقص و عار است .
تكبر ، مبدأش خودبينى و خودخواهى و جهل و غفلت از حق و مظاهر او است ، و غايتش نفس و خودنمائى است ، و نتيجهاش سركشى و طغيان است .
عزّت نفس ، مبدأش توكّلِ علَى اللَّه و اعتماد بر حق تعالى ، و غايتش خدا است ، و ثمرهاش ترك غير است .
فصل سوّم [ شرح صدر و ضيق صدر ]
بدان كه از براى تواضع و تكبّر ، موجبات و اسباب بسيارى است كه از جمله
هامش
( 1 ) - اشاره است به موعظهاى كه لُقمان به فرزندش كرد ، و به وى گفت :« . . . وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً . . . »يعنى : به تكبّر از مردم روى مگردان ، و به خود خودپسندى بر زمين راه مَرو .
( لقمان / 18 ) .