درجهء سوّم ، خوف اخصّ خواصّ است و آن خوفِ از احتجاب است .
اينان توجهى به عطيّه ندارند ، و شوق حضور و لذّت آن آنها را از دو دنيا منقطع كرده ، ولى تا بقاياى نفسانيّت و انانيّت در كار باشد و اشتياق مشاهده و حضور را براى خود داشته باشند ، محبت اللَّه و خلوصِ حقيقى نتوان آن را محسوب داشت ، گرچه مقام شامخ بزرگى است كه جز خُلَّص از اهل معرفت به آن نتوانند رسيد ، و دست طمع امثال ما محجوبان ، از آن و كمتر از آن كوتاه است .
درجهء چهارم ، خوف اولياء است كه آنها از رنگ إنيَّت و أنانيّت پاك و پاكيزه شدند و منصبغ بصبغة اللَّه شدند
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً » .
« 1 » اينان ، از جلوههاى جمال و جلال كه بر قلوب صافيهشان مىشود ، رهبت برايشان حاصل مىشود .
و ببايد دانست كه در هر جمالى ، جلال و عظمتى مختفى است . از اين جهت ، از جلوهء جمال ، رهبت و خوف حاصل شود . و اين خوف از عظمت به طور كلّى به سه مرتبه بالغ شود ؛ زيرا كه از جلوهء افعالى و اسمائى و ذاتى حاصل گردد ، و تفصيل آن از عهدهء اين اوراق خارج است . و رهبت و خوف حقيقى عبارت از همين درجهء اخيره است كه پاى نفسانيّت و أنانيّت در كار نيست .
و در مقابلِ هر درجه از اين درجاتِ رهبت ، درجه [ اى ] از جرئت است .
چنانچه درجهء مقابل درجهء اوّل ، جرئتِ بر معاصى است ، و در مقابل درجهء دوّم ، جرئت بر زلّات و لغزشها است ، و در مقابل درجهء سوّم ، جرئت بر ورود در حجب است اختياراً ، و مقابل درجهء چهارم ، جرئت بر خودبينى و صبغه نفسيّه شيطانيّه است ذاتاً و صفةً و فعلًا .
هامش
( 1 ) - و چه كسى از خداوند ، خوشنگارتر است . ( بقره / 138 )