فطرت اللَّه است ، همانطور طمع به غير حق و اميدوارى به مخلوق از شعب شرك و از وساوس ابليس و بر خلاف فطرت و از لوازم احتجاب است .
در كافى شريف ، سند به حضرت سجّاد - عليه السلام - مىرساند كه فرمود :
« ديدم كه تمام خير مجتمع است در بريدن طمع از آنچه در دست مردم است » . « 1 »
و در وسايل ، سند به حضرت امير - سلام اللَّه عليه - رساند كه در جملهء وصيتها كه به محمد بن حنفيّه « 2 » فرمود اين بود : « اگر دوست داشته باشى كه جمع كنى خير دنيا و آخرت را ، پس قطع كن طمع خود را از آنچه در دست مردم است » . « 3 »
وَ فِيْهِ عَنْ أبِي جَعْفَرِ - عَلَيْهِ السَّلامُ - قالَ : « أتى رَجُلٌ رَسُولَ اللّهِ - صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ - فَقالَ : عَلِّمْني يا رَسُولَ اللّه شَيْئاً . فَقالَ : عَلَيْكَ بِالْيَأْسِ مِمّا في أيْدِي النّاسِ ، فَإنَّهُ الْغِنَى الْحاضِرُ . قالَ : زِدْني يا رَسُولَ اللّهِ . قالَ : إيّاكَ وَ الطَّمَعَ فَإنَّهُ الْفَقْرُ الْحاضِرُ »
« 4 » الحديث .
وَ عَنِ الصّادِقِ عَنْ آبائِهِ - عَلَيْهِمُ السَّلامُ - قالَ :
« سُئِلَ أمِيْرُ الْمُؤْمِنِينَ - عَلَيْهِ
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 241 ، باب 127 ، ح 3 .
( 2 ) - محمّد بن حنفيّه از فرزندان برومند امير المؤمنين على بن ابى طالب ( عليهم السلام ) است ، كه مادرش خوله دخت جعفر بن قيس از طائفه بنى حنفيّه بود . وى در سال 21 هجرى به دنيا پاى نهاد ، و در سال 82 به ديگر سراى شتافت ، و پدر بزرگوارش در شأن او فرمود : « محمّد از محمّدهايى است كه از معصيت و نافرمانى خدا امتناع مىكنند » .
( جامع الرُّواة ، اردبيلى ، ج 2 ، ص 45 ؛ ريحانة الأدب ، ج 7 ، ص 485 - 484 ) .
( 3 ) - وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 24 ، باب 67 ، ح 5 .
( 4 ) - از امام باقر ( عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند : مردى به خدمت رسول خدا ( صلّى اللَّه عليه و آله ) آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، به من چيزى تعليم فرما و بياموز ، آن حضرت فرمودند : بر تو باد كه از آنچه در دست مردم است مأيوس باشى ، بدرستى كه آن بىنيازى حاضر است . آن مرد عرض كرد : اى رسول خدا بر علمم بيفزاى . پيامبر فرمودند : از طمع بپرهيز ، بدرستى كه آن فقر و نيازمندى حاضر است .
( وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 25 ، باب 67 ، ح 6 ) .