تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
وجههء نفس چون آيينه‌اى است نورانى و صيقلى و بىآلايش به زنگ و كدورت . نقشهاى عالم غيب ، كه همه از جنس علوم حقه و سنخ معارف است ، در آن مُنْتَقَش گردد ، و آن نيز به مناسبت با آنها ، به خوبى قبول كند . و چون اباطيل و اكاذيب و قياسات باطلهء غلط ، از نفحات شيطانيّه و عالم ظلمات و كدورات و قذارات است ، وجههء نفس به فطرت مخموره ، از آنها منصرف و با آنها مناسب و مواجه نيست ، پس آن نقشه‌ها را قبول نكند ، و از آنها منفعل نگردد . و اگر اين فطرت ، تا آخر كار محفوظ ماند ، و دست تصرف ابليس به آن نرسد ، هيچ امرى را بر خلاف حق نپذيرد ، و از هيچ حقى روگردان نشود ، و تعليمات قرآن شريف و انبياء عظام و اولياء كرام - عليهم السّلام - به همانطور كه از معدن وحى الهى و معادن علوم حقه نازل شده ، در آن جلوه كند بىشايبهء تصرفات نفس و دعابه‌هاى متخيّله ، كه از آنها به حجابهاى ظلمانى بين عبد و حق مىتوان تعبير نمود . ولى همين فطرت ، اگر از روحانيّت خود محجوب شد ، و به واسطهء اشتغال به عالم طبيعت ، ظلمانى گرديد و سلطان شهوت و جهل و غضب و شيطنت بر آن غلبه كرد ، و با مَلاذّ دنيوى و كثرات عالم ملك مانوس شد ؛ وجههء باطنش از عالم روحانيّت و ملكوت منصرف و تناسبش با آن عوالم نورانى منقطع گردد ، و با عالم جنّ و شيطان متناسب شود ، و سلطان وهم و دُعابه‌هاى متخيّله - كه شيطانِ انسانِ صغير است - بر آن حكومت كند ، و حقايق و معارف الهيّه و آنچه از عالم نور و طهارت و قدس است در ذائقهء او تلخ و در سامعه‌اش سنگين و ناگوار آيد . و آنچه از عالم ظلمات و قذارات و عقايد باطله و اوهام كاذبه و سَفسَطه و