انسانى را ندارند حيواناتى و چارپايانى هستند به صورت انسان ، بلكه آنها گمراهترند از حيوان ؛ چه كه انسان با آن نور فطرت اللّهى كه با يدِ قدرت حق - جلّ جلاله - مخمّر شده است « 1 » ، و با آن قرآن و كتابهاى آسمانى و ارشاد و هدايت انبياء - كه اختصاص به او دارد - از مرتبهء حيوانيت حركتى نكرده و به مقام حيوانى وقوف نموده .
حيوان غايت سيرش همين و صراطش تا منزل حيوانيت است ، ولى انسان بيچاره در بين منزل راه گم كرده ، و به سلوك انسانى نرسيده ، و سرمايهء سعادت خود را از دست داده و به خسارت و ورشكستگى عمر خود را گذرانده ، و از طريق و صراط انسانيّت گمراه شده . پس اين انسان ، اضل از حيوان است .
و نيز انسان اگر از تصرفات رحمانيّه و عقلانيّه خارج شد و در تحت تصرفات شيطانيّه و جهلانيّه وارد شد ، در اوصاف حيوانى از همهء حيوانات بالاتر شود . قوهء غضب و شهوت انسانى عالم را آتش زند ، و بنيان جهان را فرو ريزد ، و سلسلهء موجودات را به باد فنا دهد و اساس تمدن و تديّن را منهدم كند .
گاهى شود كه بر اثر غضب يا حبّ رياست يك نفر ، صدها هزار خانواده بنيان كن شود ، و اساس رشتهء يك جمعيت گسسته گردد . هيچ يك از حيوانات ، آتش غضبشان به اين سوزندگى و تنور شهوتشان به اين گرمى نيست .
انسان است كه براى غضب و شهوتش پايان نيست و حرص و طمعش را هيچ چيز فرو ننشاند .
انسان است كه با اغلوطه و شيطنت و مكر و خدعه ، خانمانهايى را به قبرستان نيستى فرستد و عائلههايى را به باد هلاكت دهد .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به ص 76 ، پاورقى شماره 2 .