و از اين حديث شريف ظاهر شود كه سالك بايد متحقّق به مقام اسم اللَّه شود در عبادت ، و تحقّق به اين مقامْ حقيقت عبوديت ، كه فناء در حضرت ربوبيت است ، مىباشد ، و تا در حجاب إنّيت و أنانيت است در لباس عبوديت نيست ، بلكه خودخواه و خودپرست است و معبود او هواهاى نفسانيهء او است :
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
« 1 » ، و نظر او نظر ابليس لعين است كه در حجاب أنانيتْ خود و آدم - عليه السلام - را ديد و خود را بر او تفضيل داد ،
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 2 » گفت و از ساحت قدس مقرّبين درگاه مطرود شد . پس گويندهء بِسْمِ اللَّه اگر نفس خود را به « سمة اللَّه » و « علامة اللَّه » متصف كرد و خود به مقام اسميّت رسيد و نظرش نظر آدم - عليه السلام - شد كه عالم تحقّق را - كه خود نيز خلاصهء آن بود - اسم اللَّه ديد :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 3 » ؛ در اين حال ، تسميهء او تسميهء حقيقيه است و متحقّق به مقام عبادت است ؛ كه القاء خودى و خودپرستى و تعلّق به عزّ قدس و انقطاع الى اللَّه است ؛ چنانچه در ذيل حديث « رزام » از حضرت امام جعفر صادق است كه مىفرمايد : « يَقْطَعُ عَلائِقَ الاهتِمامِ بِغَيْرِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَإلَيْهِ وَفَدْ وَمِنْهُ اسْتَرْفَد . . . » « 4 » الى آخره .
و چون سالك را مقام اسميّت دست داد ، خود را مستغرق در الوهيت بيند :
هامش
شد - فرمود : معناى گفته كسى كهبسم اللَّه مىگويد اين است كه من « سمه » اى از سمات خداوند را بر خود مىگذارم و آن « سمه » عبادت است " . راوى گفت پرسيدم : " « سمه » يعنى چه ؟ " فرمود : " نشانه " » . ( التوحيد ، صدوق ، ص 229 ، حديث 1 )
( 1 ) - « آيا ديدهاى آن را كه هواى نفس خود را خداى خود گرفته » . ( الفرقان ( 25 ) : 43 )
( 2 ) - « مرا از آتش و او را از گِل آفريدهاى » . ( الأعراف ( 7 ) : 12 ؛ ص ( 38 ) : 76 )
( 3 ) - « و به آدم همهء نامها را آموخت » . ( البقرة ( 2 ) : 31 )
( 4 ) - ر . ك : صفحه 13 .