جامعه از نشر مسائل [ خلاف ] عفت ، به اين روز مىافتد كه مىبينيد .
[ مسألهء ديگرى كه امام در اينجا مطرح فرمودند ، مسألهء رسيدگى به امور مردم بود . مردم در ناراحتى به سر مىبردند . آن سال ، سال سختى بود . زمستان بسيار سردى داشت . معروف بود كه در همدان تعدادى از بىبضاعتها از سرما خشكيدند . ]
امام : به وضع مردم برسيد . خانوادههاى گرفتار زياد هستند ، بايد با آنها كنار بياييد . به اينها كمك كنيد ، نه اينكه هميشه به فكر خودتان باشيد .
[ هنگام ظهر بود ، نخستوزير مىخواست برود . امام تعارف كردند : با نان و پنير طلبگى قناعت كنيد ! شريفالزمانى گفت : منظور آقا اين است كه با علما همغذا شويد تا ببينيد آقايان علما چه مىكشند ! بعد [ نخستوزير ] گفت : نه ! ما در سالاريه مهمان هستيم ؛ اگر حضرت عالى هم افتخار دهيد ، اتومبيل مىفرستيم ، ناهار تشريف بياوريد . آقا فرمودند : نه ! من معذور هستم ، نمىتوانم . نخست وزير رفت . ]
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٨٦