گفتگو « 1 » [ بررسى مشكلات و نابسامانيهاى جامعه ]
زمان : ساعت 30 / 12 ، 1 دى 1340 / 13 رجب 1381
مكان : قم ، منزل امام
موضوع : بررسى مشكلات و نابسامانيهاى جامعه
مناسبت : ميلاد حضرت على - عليه السلام
مخاطب : امينى ، على ( نخست وزير )
امام : حضرت على - عليه السلام - مىفرمايد : كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيّته . « 2 »
هامش
( 1 ) - آقاى عقيقى بخشايشى ، يكى از شاهدان ديدار آقاى امينى با امام خمينى ، دربارهء اين ديدار چنين توضيح داده است : روز 13 رجب برابر با بيستم دى ماه 1340 كه روز ولادت حضرت على - عليه السلام - بود ، نزديك ظهر كه از درس برمىگشتم ، ديدم يك جمعيتى به طرف باغ قلعه مىروند . لباسهاى آنها و وضعيت ظاهرشان با مردم قم تفاوت داشت . كنجكاو شدم ، پرسيدم :
« اين آقايان كى هستند ؟ دستهجمعى كجا مىروند ؟ » گفتند : « نخستوزير است كه به منزل حاج آقا مىرود » . از روى كنجكاوى به اين فكر افتادم كه من هم همراه اينها بروم ببينم چه خبر است ؟ ! چه صحبتهايى مىكنند ؟ !
. . . آنها ، حدود ده ، يازده نفر بودند . جمعى هم از مسئولين شهر ، از فرماندارى ، رئيس سازمان امنيت - شخصى بود به نام قلقسه - و برخى از متوليان آستانه همراه آنان بودند . آنها وقتى وارد شدند من هم وارد حياط منزل حضرت امام - آن موقع « حاج آقا » مىگفتيم - شدم . حاج آقا در همان اتاقى كه صبح خدمت ايشان رسيده بوديم ، نشسته بودند . اتاقى كه از نظر فرش بسيار ساده بود و مىتوان گفت محقر بود . باز همان نُقلها و پذيرايى بسيار ساده معمول بود .
نخستوزير ، وقتى كه وارد شد ، يادم مىآيد كه حاج آقا ، نيمخيز ، نه تمام قد ، با ايشان دست دادند . نخستوزير بغل دستِ حاج آقا نشست . بقيهء افرادى كه همراه آمده بودند هم نشستند . دو دقيقه نگذشته بود كه حاج آقا پسنديده - اخوى بزرگ حاج آقا - وارد شدند . حاج آقا تمام قد بلند شدند و حاج آقا پسنديده را بين خودشان و نخستوزير جاى دادند و صحبتها شروع شد .
من به اين فكر افتادم مسائلى را كه در آن روز ديدم به رشتهء تحرير درآورم . آن موقع ، دو يا سه نشريهء مذهبى در ايران منتشر مىشد . يكى روزنامهء « وظيفه » با مديريت سيد محمدباقر حجازى ، و يكى هفتهنامهء « نداى حق » با مديريت سيد حسن عدنانى ؛ و يكى هم نشريهء « نور و دانش » بود - كه مذهبى بودنش چندان مشخص نبود - اين نشريه از طرف انجمن تبليغات اسلامى - به سرپرستى دكتر عطاءاللَّه شهابپور - چاپ و منتشر مىشد . تنها نشريهاى كه احتمال مىدادم چنين مسائلى را چاپ كند ، هفتهنامهء « نداى حق » بود . من با زبان طلبگى و خيلى ساده ، وقايع آن روز را نوشتم و براى نشريه فرستادم . آنها هم با سانسور پارهاى از مطالب - مطالب مربوط به رضاخان را سانسور كردند - بقيه را چاپ كردند . اين نشريه ، چهارشنبهها منتشر مىشد .
( خاطرات 15 خرداد ( تبريز ) جلد 3 ، قسمت دوم ، ص 92 ، دفتر ادبيات انقلاب اسلامى . ضمناً نشريهء نداى حق ، 13 / 10 / 1340 ، سال دوازدهم ، ش 15 ، ص 1 و 4 ، شرح ديدار را با تفاوتهايى در متن اظهارات طرفين نقل كرده است ) .
( 2 ) - كلكم راع و كلكم مسؤول : تمامى شما وظيفه سرپرستى داريد و همهتان مسئوليد . ( بحارالانوار ، ج 72 ، ص 38 ) .