ساخت . دستهاى ديگر از روحانىنماهايى كه قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مىدانستند و سر به آستانهء دربار مىساييدند ، يك مرتبه متدين شده و به روحانيون عزيز و شريفى كه براى اسلام آن همه زجر و آوارگى و زندان و تبعيد كشيدند تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند . ديروز مقدسنماهاى بيشعور مىگفتند دين از سياست جداست و مبارزهء با شاه حرام است ، امروز مىگويند مسئولين نظام كمونيست شدهاند ! تا ديروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفيد و راهگشا مىدانستند ، امروز از اينكه در گوشهاى خلاف شرعى كه هر گز خواست مسئولين نيست رخ مىدهد ، فرياد « وا اسلاما » سر مىدهند ! ديروز « حجتيهاى » ها « 1 » مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحهء مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نيمهء شعبان را به نفع شاه بشكنند ، امروز انقلابىتر از انقلابيون شدهاند ! « ولايتى » هاى ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمين را ريختهاند ، و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكستهاند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است ، امروز خود را بانى و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مىخورند ! راستى اتهام امريكايى و روسى و التقاطى ، اتهام حلال كردن حرامها و حرام كردن حلالها ، اتهام كشتن زنان آبستن و حِليّت قمار و موسيقى از چه كسانى صادر مىشود ؟ از آدمهاى لا مذهب يا از مقدسنماهاى متحجر و بيشعور ؟ ! فرياد تحريم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهيدان و اظهار طعنها و كنايهها نسبت به مشروعيت نظام كار كيست ؟ كار عوام يا خواص ؟ خواص از چه گروهى ؟ از به ظاهر معممين يا غير آن ؟ بگذريم كه حرف بسيار است . همهء اينها نتيجهء نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزههاست ، و برخورد واقعى هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است .
هامش
( 1 ) - اعضا و وابستگان انجمن حجتيه .