كردن ، و لو به اين كه يك نفرى را قربانى كنيم براى يك ملت ، يك دستهاى را قربانى كنيم براى يك ملت .
من دارم به شما آقايان عرض مىكنم ، همه توجه به اين داشته باشيد كه دنبال اختلاف نرويد . فردا ممكن است كه انتخابات پيش بيايد ، خوب ، در موقع انتخابات البته صحبتها خواهد شد ، دنبال اين نرويد كه به هواى نفسانى خودتان براى خودتان درست كنيد .
مىخواهد يك قضيهاى واقع بشود در ايران ، دنبال اين نباشيد كه به نفع من باشد ، آن يكى بگويد به نفع من باشد ، اين مبدأ اختلاف است . انبيا و اوليا و كسانى كه وارسته از دنيا هستند ، اين معانى را ندارند . شما هم اگر تبعيت از انبيا داريد ، تبعيت از امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - داريد ، بايد اين معنا را نداشته باشيد . امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - تمام دنيا پيشش هيچ بوده .
من گاهى فكر مىكردم كه حضرت امير و همين طور در بين انبيا هم همين طور ، در بين ائمه هم همين طور گاهى از خودشان تعريف مىكنند ، اين چيه ؟ اين مبدأش همانى است كه خداى تبارك و تعالى به آدم گفت ، وادارش كرد به اينكه آن اسمايى را كه خدا به او تعليم كرده است ، امر بهش كرد كه بايد بگويى . اگر اين امر را نكرده بود آدم نمىگفت . اينها مأمورند كه چون مقام ، مقام بزرگى است به مردم معرفى كنند اين مقام را براى تبعيت مردم ، نه براى اينكه مىخواهند خودشان را چه بكنند . حضرت امير كه در بسيارى از جاها از خودش تعريف مىكند كه من اعتناى به دنيا ندارم ، او مأمور است اين را بگويد ، بهش هم سخت است اين . انبياى ديگر هم كه از خودشان يك چيزى صحبت مىكردند براى اينكه اين راه هدايت بوده است ، نه براى اينكه براى خودشان بوده ؛ راه هدايت به عالم غيب بوده . مثل يك طبيبى كه هيچ هواى نفس ندارد ، لكن مىبيند كه اگر طب خودش را نشان ندهد مردم به مرض مىافتند ، به يك مرضى مىافتند ، اين مجبور مىشود در عين حالى كه نمىخواهد از خودش تعريف كند ، از طب خودش يا اينكه من متخصص در اين امرم ، تعريف كند .
دو جور تعريف داريم : يك وقت اين است كه آدم تعريف مىكند مىخواهد
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٢٧