است كه در طول تاريخ بر عهدهء روحانيت نبوده است . در طول تاريخ از صدر اسلام تا كنون جمعيتهاى روحانيت اين طور حجتى كه بر آنها امروز تمام است ، حجت بر آنها تمام نبوده است . در طول تاريخ يك همچو فرصتى براى هيچ كشورى پيدا نشده است ؛ و اسلام به دست شما سپرده شده است و از شما مىخواهند حفظش را ، به دست اين ملت سپرده شده است و از اين ملت مىخواهند حفظش را . شما در ارشادات ، در توجه نداشتن به زرق و برق دنيا مهم توجه قلبى است . داشتن مال ، داشتن خانه ، داشتن چيز ، اينش مهم نيست . مهم اين است كه قلب انسان را ، قلب انسان را اينها تسخير كنند . اينكه مالاندوزى و ثروتاندوزى مذموم است براى اين است كه اين مالاندوزى و ثروتاندوزى و امثال اينها و زرق و برق دنيا دل انسان را مىكشاند به طرف غير خدا و از آن ضيافتهاى خدا محروم مىكند . بخواهيد دعوت خدا را به ضيافت اجابت كنيد و وارد بشويد در ضيافة اللَّه بدون اينكه قلبهاى خودتان را از اين دنيا منسلخ كنيد امكان ندارد . اولياى خدا آن چيزى كه پيششان مهم بود تهذيب نفس بود و دل كندن از غير خدا و توجه به خدا . تمام مفاسدى كه در عالم واقع مىشود از اين توجه به خود است در مقابل توجه به خدا . تمام كمالاتى كه براى اولياى خدا و انبياى خدا حاصل شده است از اين دل كندن از غير و بستن به اوست ؛ و علامات اين مسائل در اعمال ماها ظاهر مىشود . علاوه بر اينكه ، ما مسئوليت خودمان را ، مسئوليت شخصى داريم ، مسئوليت نوعى هم به عهدهء ماست ، مسئوليت ملت هم به عهدهء ماست . همان طورى كه سورهء « هود » به پيغمبر فرموده است كه
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ
، به شما هم مىگويد كه استقامت كنيد و از استقامت خودتان مردم را مستقيم كنيد . اگر مردم از ما خطا ببينند ، و اگر چنانچه انصراف پيدا كنند از روحانيت براى خطاهاى بعض از ما ، مسئوليت ، مسئوليت شخصى نيست ، مسئوليت اسلامى است ، مسئوليت عمومى است .
شكست اسلام در صورت مهذب نبودن روحانيت
اگر ما خداى نخواسته ، با اعمالمان طورى بكنيم كه اين ملت از ما جدا بشود و اين