براى اينكه راحت شد از اين گرفتارى كه به دست مردم دارد . مىخواستند يك ارتشى را ، يك لشكرى را به آن طورى كه سابق بود ، براى دفاع از اسلام راه بيندازند ، چقدر خون دل مىخوردند ، چقدر زحمت مىكشيدند ، نمىآمدند !
امروز داوطلب شما داريد ، مىرويد ؛ داوطلب طرف شهادت مىرويد ؛ طرف مرگ مىرويد . امروز شما بسيج و پاسداران و كميتهها و ارتش و قواى نظامى و انتظامى و عشاير ، و آنها يك جور ديگرى بودند ؛ حالا يك جور ديگرى شدهاند . همهء شما اميد اسلام هستيد . اسلام به وجود شما افتخار مىكند . بگذار هر چه مىخواهند در خارج بگويند . در خارج بگويند كه مردم ديگر برگشتهاند ديگر مردم رها كردهاند . انتخابات مىشود ، اولش مىگويند كه - همين انتخاب اخير - اولش در خارج مىگفتند كه مردم شركت نمىكنند ، مردم شركت نكردند . مىترساندند كه اگر شركت كنيد ، چه مىشود ! بعد كه ديدند شركت مىكنند ، حالا مىگويند : دروغ است . هر چه مىشنوند از اين چيزها ، يكيشان به ديگرى مىگويد : دروغ است . اينها مىخواهند ما را از تحليلمان اغفال كنند . اين طور بود مىگوييم : بابا ، مردم آنجا در صحنه هستند ؟ مىگويند : نخير ، هيچ در صحنه نيستند ! دانشگاهها باز مىشود ، مىگويند : مردم نخير ، نمىروند ! انتخابات شد ، نخير انتخابات نبود ، اين انتصابات بود ! دولت مردم را با زور برد ! بابا ، مردم در دانشگاه اجتماع مىكنند براى نماز ! نخير ، به اينها پول مىدهند ! همه را مىگويند دروغ است ؛ براى اينكه ، نبادا . . . مىگويند اين دروغ است كه مىخواهند ما شك در تحليلمان بكنيم .
وضع اين جور شده براى آنها .
اگر اينها يك آدمهايى بودند ، [ اين طور نمىكردند . ] واقعاً انسان تأسف مىخورد به بعضى اشخاص كه مىتوانستند آدم باشند ، مىتوانستند مفيد باشند ، مىتوانستند براى خودشان مفيد باشند ، مىتوانستند براى كشور مفيد باشند ، همچو جهالت كردند ، نفهمى كردند با همه ، اصلًا نشناخته بودند اسلام چه هست . قدرت اسلام را نمىدانستند چيست ، هى دم از مليت زدند و هى دم از چى زدند . اسلام اينها را اين طور از خود بىخود كرده و عاشق كرده است . اينها نشناختند ؛ ملت را نشناختند ؛ ايمان ملت را نشناختند . به خيال
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: السيد الخميني
ص١٥٢