براهين را به قلب بندگان خدا مىرسانند و آنان را از درون جان و دل هدايت مىنمايند . و مىخواهى بگو : فلاسفه و اهل براهين حجابها را افزون كنند و انبياء - عليهم السلام - و اصحاب دل كوشش در رفع حجاب كنند ، لهذا تربيتشدگان اينان ، مؤمنان و دل باختگانند و تربيتشدگان و شاگردان آنان ، اصحاب برهان و قيل و قالند و با دل و جان ، سر و كار ندارند .
و آنچه گفتم به آن معنى نيست كه به فلسفه و علوم برهانى و عقلى نپرداز و از علوم استدلالى روى گردان كه اين خيانت به عقل و استدلال و فلسفه است ، بلكه به آن معنى است كه فلسفه و استدلال راهى است براى وصول به مقصد اصلى و نبايد تو را از مقصد و مقصود و محبوبْ محجوب كند ، يا بگو اين علوم عبورگاه به سوى مقصد هستند و خود مقصد نيستند و دنيا مزرعهء آخرت است « 1 » و علوم رسمى مزرعه وصول به مقصودند ، چنانچه عبادات نيز عبورگاه به سوى او - جلّ و علا - است ، نماز بالاترين عبادات و معراج مؤمن است و همه از اوست و به سوى اوست . مىخواهى بگو : تمامى معروفها پلههايى است از نردبان وصول به او - جلّ و علا - و همهء منكرات بازدارندگان راه وصول هستند و عالم همه سرگشته او و پروانهء جمال جميل اويند .
واى كاش كه ما از خواب برخيزيم و در اوّل منزل كه يقظه است وارد شويم ؛ واى كاش كه او - جلّ و علا - با عنايات خفيه خود از ما دستگيرى فرمايد و به خود و جمال جميلش رهنمود فرمايد ؛ واى كاش كه اين اسب سركش چموش نفس ، آرام شود و از كرسى انكار فرود آيد ؛ واى كاش اين محمولهء سنگين را زمين مىگذاشتيم و سبكبارتر رو به سوى او مىكرديم ؛ واى كاش كه چون پروانه در شمع جمال او مىسوختيم و دم در نمىآورديم ؛ واى كاش كه يك گام به قدم فطرت برمىداشتيم و اين قدر پاى به فرق فطرت نمىگذاشتيم واى كاشهاى بسيار ديگر كه من در پيرى و در آستان مرگ از آنها ياد مىكنم و دسترسى به جايى ندارم .
هامش
( 1 ) - الدنيا مزرعة الآخرة . عوالي اللآلي 1 : 267 / 66 .