در هر صورت ، وظيفه داريم ما ، يك وظيفهء اسلامى ، يك وظيفهء انسانى داريم كه آن چيزهايى كه در اين جمهورى شده است بگوييم و برسانيم به مردم . انتقاد هم داريم البته كه كوتاهى شده است ، آنها هم بايد نوشته بشود . نمىگوييم آن را ننويسند ، آن را هم بنويسند ، اما انتقاد ، غير غرضوَرزى است . يك قلم است كه مىخواهد يك مسألهاى كه فرض كنيد كوچك است بزرگش كند و چند مقابلش كند . تيتر بزرگ بنويسد و بعدش هم حرفهايى كه هر چى دلش مىخواهد بنويسد . گاهى هم تيترها مناسب با خود موضوع نيست . اين را از جاى ديگر پيدا كردند . اينجا زيرش چيز ديگر نوشتند . خوب ، آن غرضورزى است . يك وقت يك قلمى است كه مىخواهد اصلاح كند جامعه را ، هم خوبش را مىگويد ، هم آنهايى را كه ناقص است . اما به طور موعظه ، نه بطور انتقاد غرضآلود ، نه به طور تضعيف . مسائل را دو جور ممكن است بگويد ؛ يك مسائلى است كه يك استاد شريف براى بچهها مىگويد و بچههايى كه انحراف دارند ، اين استاد شريف مىخواهد اينها را از انحراف بيرون بياورد . نصيحتشان مىكند . با زبان ملايم به آنها مىفهماند . يك استادى هم داريم كه مىخواهد ضربه بزند . با ضربه مىخواهد اينها را اذيت كند . اينها دو جور فرض است ، دو جور قلم است ، دو جور گفتار است ، دو جور نوشتن است .
بايد فكر اين مطلب باشيد كه اگر انتقاد هست در كار ، شما تنها نه ، همهء نويسندهها هم ، همهء گويندگان ، اگر انتقاد دارند به طور ملايم و به طور دلسوزانه مسائل را طرح بكنند نه به طور ضربه زدن ، بخواهند ضربه بزنند به جمهورى اسلامى . اينها نمىدانند اين معنا را كه اگر اين جمهورى اسلامى به واسطهء قلم اينها به هم بخورد مسئولاند پيش خداى تبارك و تعالى و پيش ملت و پيش همهء ملتها . يك چيزى كه همهء ملتها الآن دارند از آن تعريف مىكنند ؛ ما خودمان نشستيم قلم را دستمان گرفتيم ، اگر يك عيب كوچكى در يك جا پيدا شد ، فرض كنيد يك جا خطا كرد يا فرض كنيد عَمْد هم كرد ، يك نفر يك كسى را مالَش را مصادره كرد ، يا يك كسى را چى كرد ، البته اينها نبايد بشود . اما اگر يكى شد نبايد اين را گفت كه جمهورى اسلامى هم مثل رژيم شاهنشاهى [ است ] ! خوب ، كجا
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٨١