مدارسى است كه از اوّل تا حالا ساخته شده است ، در دو سال ثلث او - اينها را نمىگويند ، آنهايى كه غرض دارند آن مسائلى را كه بايد گفت نمىگويند ، مىروند مىنشينند روى آن چيزهايى كه عيب و علت است ، آن را مىگويند . حضرت مسيح - سلام اللَّه عليه - آن طورى كه نقل مىكنند با اصحابش داشت مىرفت ، يك الاغ مردهاى ، حيوان مردهاى افتاده بود تَعَفُّن كرده بود . آنها از تعفُّنش و از اينها ذكر مىكردند . حضرت فرمود : چه دندانهاى سفيدى دارد . « 1 » اينها تعليم است . نبايد انسان يك جمهورى اسلامى كه اين قدر بركات تا حالا داشته است ، تمام مراكز فساد را بسته است ، تمام مراكزى كه مشروب فروشى بوده و بر خلاف اسلام بوده ، همه را بسته است . اين قدر براى مستضعفين كار كرده است ، اين قدر زمين درست كرده ، اين قدر آسفالت كرده است . اين قدر مدارس درست كرده است ، اين قدر خانه براى مردم درست كرده ، اين قدر كار كرده . اينها را هيچى ، كارى بهش نداريم . اما در فلان دادگاه ، اين كسى كه در دادگاه بوده خطا كرده ، اين را بگيريم هياهو كنيم ؛ اين انحراف است . معلوم است كه از هر كس هست اين قلم ، اين قلمِ انحرافى است . ممكن هم هست كه خودش ملتفت نباشد . آن شخص ملتفت نباشد . اما نمىشود در يك جامعهاى كه دو سال الآن از زندگىاش دارد مىگذرد ، يك جامعهاى كه همه چيزش خراب بوده ، همه چيزش فاسد بوده ، و بيش از دو سالش نيست ، اين بچهء دو ساله را بخواهيد مثل يك انسان چهل ساله كه همه كارهايش را كرده درست كنيد ، نمىشود اين . نبايد ما خودمان به جان جمهورى اسلامى بيفتيم براى اينكه فرض كنيد كه يك اعوجاجى در فلان جا واقع شده است . يا يك شخصى را كه خيلى هم آدم خوبى بوده ، حالا كار از او نمىآمده ، كنارش گذاشتهاند . حالا ما قلم دست بگيريم و كتاب بنويسيم يا مجله بنويسيم و چى بنويسيم . و همهء مفاسدى كه در يك گوشه يا دو گوشهء مملكت واقع شده است اين را به رخ جمهورى اسلامى بكشيم كه جمهورى اسلامى اين جورى است . اگر يك نفر فرض كنيد وكيل در ميان سيصد ، دويست و پنجاه
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 14 ، ص 327 ، ح 47 .