نفر وكيل يك كار خلافى كرد ، ما بايد بگوييم كه اين وكلا همه خراباند ؟ و مجلس شوراى اسلامى مجلس خراب است ؟ يا بگوييم فلان وكيل خراب است ؟ اگر در اين دادگاههايى كه سرتاسر ايران دارند فرض كنيد پنج نفر ، ده نفر خطا كردند ، ما بايد بگوييم آن خطاست يا بايد بگوييم دادگاهها خطاست ؟ اينها اشتباهاتى است كه مىكنند ، يا غرضورزىهايى است كه مىكنند ، بعضى اشخاص اشتباه كردند ، بعضى اشخاص هم غرض دارند كه مىگويند .
لزوم انتقاد و ممنوعيت غرضورزى
از وظايفِ هم راديو و تلويزيون و هم مجلات و هم ساير جاها اين است كه مسائلى كه شده است بگويند . من در همان اوايل امر كه آقاى بازرگان نخست وزير بوده ، در همان اوايل امر به آقايان گفتم كه آقا شماها مسائلى كه انجام مىدهيد در راديو و تلويزيون اعلام كنيد كه ما اين كار را كرديم ، آن كار را كرديم . نگذاريد آنها بگويند كه اين كارى نكرده ، آن كار نكرده ، هيچ كارى نكرده . كارِ نكردهها البته زياد است . اما يك مملكتى كه لا اقل بيش از پنجاه سال به انحراف شديد كشيده شده ، از اوّل بوده اما در اين پنجاه سال مُتعمّد بودند به اينكه اين را منحرف كنند و ما را از همه طرف وابسته كنند و همه چيز ما را از بين ببرند . دانشگاهمان را از بين ببرند . چى ببرند . چه ببرند . اينها تصور اين را نمىكنند كه يك همچو چيزى در دو سال ، اين قدر كه شده است اعجاز كرده است . فكر اين را نمىكنند كه اين كار همچو شده است كه تويى كه حالا قلمت را دست گرفتى و براى همه دارى مىنويسى ، آزادى . براى همهء ارگانها دارى انتقاد مىكنى تو آزادى . شما در سه سال پيش از اين مىتوانستى قلم را دستت بگيرى يك كلمه راجع به يكى از اين ارگانها صحبت بكنى ؟ قلمت را مىشكستند ، پدر خودت را هم در مىآوردند ! شما قدر اين آزادى را نمىدانى . منتها آزادى الآن جورى شده است كه مَلْعَبه « 1 » پيش بعضى اشخاص شده و هر چى دلشان مىخواهد بايد بنويسند . و هر چى دلشان مىخواهد بايد بگويند .
هامش
( 1 ) - بازيچه .