چيزها قلمها وجود پيدا كرده است ، مسلسلها وجود پيدا كرده است ، علم و دانش وجود پيدا كرده است . اگر غايات و مقاصد و آن چيزهايى كه براى او اينها وجود پيدا كرده است ، الهى باشد ، هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملى ارزش پيدا مىكنند ؛ ارزش الهى . ارزش قلم به غايتى است كه براى او قلم زده مىشود . ارزش مسلسل هم به غايتى است كه براى او مسلسل كشيده مىشود . اگر اين ارزش غايى نباشد و اگر آن مقصد ، مقصد انسانى و الهى نباشد ، نه مسلسل آلتى است كه به درد بخورد و نه قلم . و خطر قلم بيشتر از مسلسل است . و خطر بيان بيشتر از توپ و تانك است . و خطر علم بيشتر از همهء اينهاست . لكن اگر به خدمت خلق باشد و به دستور انسان باشد و در خدمت انسان باشد و در خدمت خداى تبارك و تعالى باشد ، تمام اينها ارزش پيدا مىكند . مسلسل هم همچون قلم مىشود ، قلم هم همچون مسلسل .
لزوم الهى بودن غايات افعال
بايد بشر به فكر اين باشد كه آن چيزهايى كه مقصد است و براى تربيت انسان است ، براى آموزش انسان است ، براى تعليم انسان است ، جهت به آن بدهد . چنانچه دانشگاهها جهت به آن داده نشود ، همان دانشگاههايى مىشود كه در بين بشر هست ، و از همان دانشگاهها قواى مخرّبه بيرون مىآيد . و اگر جهت به آن داده بشود ، دانشگاهها كارى مىكنند كه مسلسلها نمىتواند بكند . خدمتى مىتوانند به بشر بكنند كه هيچ كس ديگر نمىتواند اين قدر خدمت بكند . عمده آن جهتى كه طرف آن جهت رفته مىشود . و قرآن اين را فرموده است :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
قرائت كن نه قرائت مطلق . بياموز ، نه آموزش مطلق . علم تحصيل كن ، نه علم مطلق و تحصيل مطلق ؛ علم جهتدار ، آموزش جهتدار . جهت ، اسم ربّ است ، توجه به خداست ، براى خدا و براى خلق خدا . قلمها اگر در دنيا براى خدا و براى خلق خدا به كار بيفتند مسلسلها كنار مىرود . و اگر براى خدا و براى خلق خدا نباشد ، مسلسلساز مىشود . ابزار كوبندهء انسان با دست قلمدارها و دست علمايى كه در همهء دانشگاهها هستند ، با دست آنها وجود پيدا كرده است . و همهء ترقيات