مسائلى . شايد اگر مرحوم مدرّس « 1 » در آن وقت بود ، آن كار را مىكرد . لكن كسى نبود كه اين كارها را بكند . اين قصهها كه من براى شما مىگويم خيلى هم خودتان مىدانيد .
اين راهى است براى همهء شماها و همهء كسانى كه دستاندركار هستند و امور مملكت را مىگردانند به هر جورى كه هست كه بفهمند كه حكومتها از بالا گرفته ، از رئيس جمهور گرفته تا آنجاهايى كه در دِه ، يك نفرى ، فرض كنيد بخشدار است ، اينها بايد در خدمت ملت باشند . اگر اينها در خدمت ملت نباشند باز كم كم همان خواهد شد كه در زمان آنها شد . حالا بدتر از آن وقت است . براى اينكه حالا مردم ديگر آن خوف را ندارد از هيچ كس . اينها تا آمدند خوف ايجاد كنند ، يكى دو نسل بعدش شايد ثمر برسد .
خيال نكنند كه مثلًا اگر بخواهند يك نفر يا چند نفر ديكتاتورى بكنند در اين نسل ، مىشود ، نه نمىشود . اين يك مطلبى است كه اگر حالا پايهاش ريخته شد ، در دو نسل ديگر آن وقت نتيجه گرفته مىشود ؛ يعنى اينها كارش را مىكنند ، آنها نتيجهاش را مىگيرند . از اين جهت ما بايد درست همهء ملت و همهء استاندارها و همهء كسانى كه دستاندركار هستند اينها ، مواجهه با ملت اين طور نباشد كه در آن وقت بود كه يك بيچارهاى اگر مىخواست استاندار را ببيند نتواند تا آخر . يك كسى كه به او ظلم شده اگر مىخواست حكومت يك شهرى را ببيند ، فرض است كه استاندار يك - فرض كن - ناحيه باشد ، اصلًا قدرت اين را نداشت همچو جرأتى به خودش نمىداد كه من ببينم ايشان را . يك همچو چيزى نبود . نمىشد يك همچو چيزها . از اين جهت عُقدهها در دل مردم همين طور انباشته شد تا يك وقتى كه آن عُقدهها باز شد و آن كار را انجام دادند .
ماها بايد متوجّه اين مسائل باشيم كه حالا اينكه دست شما آقايان آمده است حكومت ، و دست بالاترى آمده است حكومت خوى مثلًا ، توجّه به اين معنا باشد كه بايد اينها در خدمت مردم باشند . و به مردم حالى كنند كه ما خدمتگزاريم ؛ حالى كنند لفظاً ، حالى كنند عملًا . در عمل اين طور باشد كه مردم ببينند كه اين استاندارى كه آمده است در اينجا ،
هامش
( 1 ) - آيت اللَّه سيّد حسن مدرّس ، روحانى مبارزى كه به دستور رضا خان در سال 1317 ه . ش . به شهادت رسيد .