سرهنگ بازنشسته منحرف ساواكى را گذاشتند آنجا براى مراقبت كردن اوضاع . اگر اينها دست بردارند از اين كارى كه انجام دادند و به وسيله آنها انجام گرفته است ، از اينها دست بر مىدارند اينها ؟ يا خير ، مسجد هم نبايد داشته باشند ؟ آن روز مىگفتند عمّامه هم نبايد داشته باشند . حالا هم به آن خواهد رسيد اگر شما مسلمانها سست بگيريد .
ضربه به اسلام هدف نهايى دشمن
اينها به روحانى هم كارى ندارند . اينها به اسلام كار دارند . آن كه روحانى را تقويت مىكند كه يك كلمهاش را همه مىپذيرند ، آن اسلام است . اساس اسلام است . آنها با آن اساس مخالفاند . آنها ، آنهايى هستند كه دوستشان « 1 » قرآن كريم را دست گرفت و گفت : تا اين - با كلمهء فحش قرآن را دستش گرفت - تا اين بين مسلمين است ، انگلستان نمىتواند سيادت كند . اينها مقلّدين آنها هستند . مع الأسف بچهها را ، ساده دلها را مىروند توى مدارس پيدا مىكنند ، يك صورتى به آن مىدهند . اينها هم بيچارهها خيال مىكنند كه نه حق همين است . لكن عُقَلا بايد فكر كنند ببينند كه اينها اساسشان چى هست . چه مىخواهند بگويند . البته من هم ، آن طورى كه مىگفتند ، بسيار متعجب شدم كه من قم را مىشناسم . من كه ، تو قم بزرگ شدم . من قبل از اينكه همهء شما تقريباً متولّد بشويد آمدم قم ، و همان جا هم بودم و هستم . حالا هم هر وقتى كه حالم مساعد بشود باز مىآيم پيش شما . من مىدانم كه شما قميها به اين زودى از اسلام دست برنمىداريد .
و به هيچ وجه هم دست برنمىداريد .
مخالفت با اصل روحانيت و تسليم كشور به اجانب
من اين را يك كلمهاى است كه مىگويم براى زمانهاى بعد كه شما بعد از من هم توجه به اين معنا داشته باشيد . هر روزى كه ديديد شخصى يا گروهى يا جبههاى يا حزبى ، هر كس ، بر خلاف روحانيت چيزى گفت - يك وقت يك نفر است به خلاف يك كسى با يك كسى دعوا دارد ، به خلاف او مىگويد ، صحبت نيست - به خلاف روحانيت يك
هامش
( 1 ) - گلادستون ، نخست وزير انگلستان در اواخر قرن نوزدهم ميلادى .