ترتيب اثر دادند به آن فتوا و قليانها را شكستند . و در بعضى جاها تنباكوهايى كه قيمت زياد داشت در ميدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند بر آن قرارداد ، و لغو شد قرارداد . و يك همچو چيزى را اينها ديدند كه يك روحانى پيرمرد در كُنج يك دهى از دهات عراق يك كلمه مىنويسد و يك ملت قيام مىكند و قراردادى كه ما بين شاه جائر و انگليسها بوده است ، به هم مىزند ، و يك قدرت اين طورى دارد روحانيت . باز ملاحظه كردند كه در وقتى كه انگليسها هجوم آورده بودند به عراق و عراق را در معرض استعمار قرار داده بودند ، يك پيرمرد به مردم امر كرد و حكم دفاع داد و قيام كردند مردم و ملت عراق را نجات دادند . اين يك قدرتى بود از يك پيرمرد ، و آن ميرزاى شيرازى دوم ، مرحوم آقا ميرزا محمد تقى « 1 » - رضوان اللَّه عليه [ بود ] . و در مشروطه ديدند كه يك ملّا يا چند ملّا در نجف و چند معمَّم و ملّا در تهران اساس استبداد و حكومت خودكامهاى كه در آن وقت بود آن را به هم زدند ، و مشروطه را مستقر كردند . و در اين مسائل آنهايى كه مخالف هم بودند از پا ننشستند . آنها هم فعاليت خودشان را مىكردند ، كه حالا بخواهيم همه را بگوييم طولانى است . لكن راجع به همين مشروطه و اينكه مرحوم شيخ فضل اللَّه « 2 » - رحمه اللَّه - ايستاد كه مشروطه بايد مشروعه باشد ، بايد قوانين موافق اسلام باشد . در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود ، و مُتمِّم قانون اساسى هم از كوشش ايشان بود ، مخالفين ، خارجيها كه يك همچو قدرتى را در روحانيت مىديدند ، كارى كردند در ايران كه شيخ فضل اللَّه مجاهد مجتهدِ داراى مقامات عاليه را ، يك دادگاه درست كردند ، و يك نفر منحرف ، روحانى نما ، او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه ، شيخ فضل اللَّه را در حضور جمعيت به دار كشيدند . « 3 »
هامش
( 1 ) - مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى ، فقيه بزرگ و نامى و مرجع عاليقدر عصر كه در جنگ جهانى اول كه دامنه جنگ بين دولتهاى عثمانى و آلمان از يك سو و انگليس و فرانسه از سوى ديگر به عراق كشيده شد با صدور حكم جهاد عليه كفار انگليسى ، مسلمانان عراقى را به قيام واداشت
( 2 ) - آيت اللَّه شيخ فضل اللَّه نورى كه معتقد به مشروطه مشروعه بود . او در دادگاهى كه به رياست يك روحانى تشكيل شد به اعدام محكوم و به دار آويخته شد
( 3 ) - در سيزدهم رجب سال 1327 ه . ق .