شايد گاهى شما يا مردم خيال بكنند كه من اگر از روحانيت طرفدارى مىكنم براى اين است كه من هم يك معمَّم هستم و اين گروه گرايى است . و من كراراً گفتم كه من با هر كه معمَّم است و اسم خودش را روحانى گذاشته است موافق نيستم . و من كراراً گفتم كه روحانى كه بر خلاف مسلك روحانيت و اسلام عمل بكند و توطئهگر باشد اين از ساواكى بدتر است . براى اينكه ساواكى ، ساواكى است و اين ساواكى به صورت معمَّم ، و لباس روحانيت پوشيده است . قضيه اين نيست كه من بگويم هر كه عمّامه سرش هست ، اين مورد تأييد است . خير ، من از بسياريشان متنفرم ، و بسياريشان را هم اعتقاد به آنها ندارم . و كراراً هم گفتم كه اينجاهايى كه دادگاه هست ، آنجاهايى كه مثلًا كميتهها هستند ، بايد مواظب باشند كه اگر يك روحانى بر خلاف [ عمل ] كرد ، خودش را شكايت كنند و همان روحانى را هم بياورند محاكمه كنند . لكن مسأله اين نيست كه با روحانىِ بد ، اينها بدند . مسأله اين است كه با آن روحانى كه جلوى انگلستان را در زمان ميرزاى شيرازى گرفته و جلوى استبداد را در زمان مشروطه گرفته است ، و جلوى انگلستان را در زمان مرحوم آقا ميرزا محمد تقى گرفته است ، و جلوى ابَرقدرتها را گرفته است ، با اين مخالفاند .
توطئه دشمن ؛ حذف روحانيت از مجارى امور
توطئه براى اين است ، كه اينها در كار نباشند . اينها مىگويند كه روحانيها بروند در مسجدها و همان جا نماز جماعت بخوانند . بسيار خوب ، شما مىگذاريد روحانيها در مسجد نماز جماعت بخوانند ؟ شما توى همان مسجد هم مىرويد يك عدهاى را از اشرار مىبريد . يك نفر آدمى كه از اسلام هيچ اطلاع ندارد جلو وامى . صورت نماز درست مىكنيد براى اينكه ، مسجد را هم از اينها بگيريد . قضيه اين نيست كه اگر روحانيين دست برداشتند از كارهاى ارزندهاى كه دارند مىكنند و رفتند تو مسجدها ، رهايشان كنند . مىخواهند مسجدها را هم از روحانى پاك كنند باصطلاح خودشان . مىخواهند مسجدها را از مسلمانها بگيرند . شما ديديد در زمان محمد رضا براى هر مسجدى در مساجد تهران ، كه مُسلَّم جاهاى ديگر هم شايد بوده - نمىدانم - يك نفر