هر چه بتوانند آرامتر ، لكن حالا صدا هم بلند شد ، باشد . اما آن صدايى كه از طلبهها توى مدرسه بلند مىشود ، دنبالش هيچ ابداً اثرى از خصومت نيست . دو تا رفيق ، دو تا دوست هستند سر يك مسئلهء علمى كار به آنجايى مىرسد كه اين فرياد سر او مىزند ، او فرياد سر اين مىزند ، لكن به مجرّد اينكه مباحثه تمام شد ، همان دو تا برادرند كه بودند ؛ همان دو تا دوستند كه بودند . هيچ ابداً ديگر دنباله ندارد كه آن مطالب را او گفته ، اين مطلب را ما . با هم برادريم ، مطالب با هم دعوا دارند . مسائل كه طرح مىشوند ، آن مسائل با هم اختلاف دارند . آنهايى كه مسائل را طرح مىكنند ، مسائلشان بايد با هم اختلاف داشته باشد ، نه خودشان . خودشان دوست ، رفيق و برادر ، ولى مسائل را بايد طرح بكنند و اشكال دارند ، بكنند و طرح بكنند مسائلى كه روى مصالح اسلام است ، روى مصالح كشور است و آن مقدارى كه مىتوانند بررسى بكنند و آن مقدارى كه قدرت دارند نظر بدهند ، لكن بعد از اينكه مجلس تمام شد ، همان طورى كه بعد [ از ] اينكه مباحثهء طلبهها تمام شد ، مىنشينند با هم چاى مىخورند و رفيق و دوست هستند ، آنها هم همين طور باشند .
رعايت مصالح اسلام و كشور
لازم نيست كه انسان وقتى كه در يك مطلبى مخالف يك كس ديگرى است ، دشمن او هم باشد . همه مسلمان ، همه مؤمن ، همه اهل اين كشور و همه مصلحت اين كشور را مىخواهيد و ما و شما هم مصلحت اسلام را مىخواهيم و هم مصلحت اين اشخاصى كه در دار الاسلام زندگى مىكنند و تحت لواى اسلام هستند ، از نمايندگانى كه ساير اقليتها هستند و مصالح آنها [ را مىخواهيم ] . اسلام اقتضاى اين را مىكند كه مصالح همه در نظر گرفته بشود و على السواء هم در نظر گرفته بشود . همه اهل اين مملكت هستند ، حق دارند در اين مملكت و شما هم وكلاى اين مملكت هستيد و مىخواهيد خدمت بكنيد . هر يكىتان وكيل همه هستيد و هر يكىتان بايد مصالح همهء مملكت را در نظر بگيريد .
بنا بر اين ، بهترين مباحثهها همين مباحثهء برادرهاست با هم كه [ در ] كارهايشان ، اگر