وقتى مقابل با ملت مىشوند ، نمىتوانند كارى بكنند .
من شايد يك دفعهء ديگر هم اين را گفته باشم كه سفير شوروى آمد پيش من ، گفت كه دولت افغانستان از ما خواسته است كه برويم آنجا و چه بكنيم . من متوجه نبودم كه اينها كار را كردهاند . حالا آمدهاند دارند مىگويند . دولتى هم در كار نبوده - دولت هم بعد خودشان درست كردهاند - لكن به او گفتم كه اين اشتباه است از شما . ممكن است براى شما كه قدرتمند هستيد ، يك كشورى را بگيريد . اين آسان است براى شما . قواى زياد داريد ، مىگيريد . اما يك ملت را نمىتوانيد مهار كنيد . شما وقتى وارد شديد در آنجا ، نمىتوانيد پيش ببريد و مزاحمت براى شما همچو ايجاد مىشود كه فَشَل « 1 » مىشويد ، لكن كارى كرده بودند و بنا هم داشتند بكنند . نه اين بود كه مىخواستند حالا استمزاج « 2 » كنند ؛ از من اجازه بگيرد شوروى كه مملكت اسلامى را برويم بگيريم .
مطلب اين طورى است كه يك ملتى وقتى كه همه با هم باشند ، پشتيبان هم باشند ، برادر با هم باشند ، اين قدرتهاى بزرگ بر فرض اينكه بيايند و با توپ و تانكشان هر كارى مىخواهند بكنند ، لكن وقتى وارد شدند ، در ملت هضم مىشوند . ملت آنها را هضم مىكند . ما ابداً از اين توطئهها نمىترسيم . مضافاً به اينكه به نظر من اينكه حالا هى مىآيند صحبت مىكنند ، بعضيها آمدهاند هى گفتهاند كه « يك توطئهء خيلى بزرگتر در كار است ، از كجا تا كجا چه شده ، از كجا تا كجا چه شده » ، به نظر من ، درست نيست .
توطئه به اين معنا نيست الآن ، لكن بايد با كمال دقت ، مراقبت بشود . بايد ارتش ما ، ژاندارمرى ما ، سپاه پاسداران ما با كمال دقت و همهء ملت ما - همهء ملت الآن سپاه اسلام هستند - بايد مراقبت كنند ، بايد رفت و آمدهاى مشكوك را تحت نظر بگيرند و به مجرّد اينكه ملت ديد كه يك رفت و آمد مشكوكى است ، اطلاع بدهند ، در محلّهها ديدند كه رفت و آمدى در يك خانهاى هست ، كه غير عادى است ، اطلاع بدهند فوراً . آنها هم فوراً كنترل كنند اين چيزها را . در عين حالى كه همهء اينها بايد بشود ، لكن مطمئن باشيد كه
هامش
( 1 ) - سست ، ترسو
( 2 ) - حال كسى را بدست آوردن .