حساب بكشد . محاسبه كند خودش را كه من در اين راهى كه دارم مىروم چه كردم امروز ، من چه كردم ؟ محاسبه كنيد خودتان را . هم محاسبه كنيم همهء خودمان را و همهء ملت ، همهء مسلمانها و در رأس علما . آن قدر مسئوليت كه به عهدهء آقايان اهل علم است ، به عهدهء ديگران نيست آن قدر . آنها اگر چنانچه خداى نخواسته يك راهى بروند كه راه خدا نباشد ، چهرهء اسلام به دست آنها جور ديگر مىشود . كارى بكنيد كه به عهدهء ما يك همچو مسئوليتى كه هست ، بتوانيم به آخر برسانيم .
از خدا بخواهيد كه ماها از لغزش دور باشيم . خودتان بخواهيد براى خودتان ، و براى همهء ملت . ملت بخواهد براى خودش ، و براى علما دعا كنند كه اين طبقه لغزش پيدا نكنند كه به لغزش آنها اسلام در خطر است . همهء ما مكلفيم . همه مسئوليم و
كُلُّكُم راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسئول
اين براى همه است . لكن به عهدهء شما بيشتر است . شماها بايد بيشتر رعايت بكنيد . بيشتر در اين پستى كه هستيد ، كه مسند اسلام است ، بيشتر مراعات بكنيد . بيشتر مردم را مراعات كنيد . جامعه را بيشتر تربيت كنيد و همه مسئوليم و همه مسئوليد ، و هر كس سعهء نفوذش بيشتر است ، مسئوليتش بيشتر است .
مسئوليت سنگين در حساسترين مقطع تاريخى
از خدا بخواهيد كه ما بتوانيم و خودتان بتوانيد و ملت بتواند از اين مسئوليت بزرگى كه به عهدهاش هست ، لا اقل پيش خدا آبرومند باشد . پيش خلق بايد آبرومند باشد لكن نتوانست ، پيش خدا آبرومند باشد . ما رفتنى هستيم آقا ! اين يك مسئلهء واضحى است .
همهمان خواهيم رفت . همهمان در رحيل « 1 » هستيم . توى راهيم همه . من نزديك است ، شما جوانيد ، يك قدرى عقبتر . آن هم معلوم نيست . مرگ هم معلوم نيست كه براى پير و جوان فرقى بگذارد . يك امَد « 2 » معينى است . همه رفتنى هستيم . كوشش كنيد كه آن وقت كه ملك موت مىآيد و مشاهده مىكنيد او را ، او با شما به يك صورت رحمانيت عمل
هامش
( 1 ) - كوچ ، كوچ كردن
( 2 ) - پايان ، سرانجام ، نهايت .