تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١

اتحاد و انسجام در پرتو برادرى

يك مملكتى كه محتاج به اين بود كه همهء احزاب آن مجتمع باشند براى پيشرفت مملكت ، همهء احزاب درست شد ، و همه با هم مخالف . مع الأسف در اين ممالك ما كه تعليماتش بايد تعليمات الهى باشد ، بايد ببينند چه گفتند تا ما اطاعت بكنيم . خلاف تعليمات اسلامى مجتمعات مختلف درست مىكنند . قرآن مىفرمايد كه :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
« 1 » و غير از برادرى پيش مؤمنين چيزى نيست . منحصر برادرند نه غير برادر . هيچى نيستند الّا برادرى . اين هيچ نيست الّا برادرى . براى اين است كه اگر ما هيچ جهتى را ملاحظه نكنيم الّا برادرى خودمان را ، انسجام پيدا مىكنيم . همهء مؤمنين را قرآن مىخواهد كه با هم برادر باشند و غير از اين هم نباشد در كار . اگر همهء مؤمنين در قطرهاى اسلامى ، در تمام كشورهاى اسلامى همين يك دستور خدا را كه خدا عقد اخوت بينشان انداخته است ، همين يك دستور را عمل بكنند ، قابل آسيب ديگر نيست . اگر يك ميليارد جمعيت مسلمان ، يك ميليارد جمعيت مسلمان كه مع الأسف يك ميليارد جمعيتى هستند كه تحت سلطهء غير هستند ، يك ميليارد جمعيت تحت سلطهء دويست و پنجاه ميليون ، اگر اين يك ميليارد جمعيت به اين حكم خدا سر نهاده باشند ، اطاعت كرده بودند همين يك حكم را كه
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
برادرند اينها ، اگر اين برادرى در همه جا بود ، اگر ، اين برادرى در تمام قشرهاى ملتها بود ، اين گرفتاريها براى ما پيدا نمىشد . برادرى اين نيست كه من يك كارى بكنم بر خلاف دستور ، بر خلاف نظام ، شما هم يك كارى ، اين خلاف برادرى است . حضرت امير هم برادر بود با همه . مسلمان بود ، مؤمن بود ، برادر بود ، رأس مؤمنين بود و برادر بود . عقيل هم برادر حضرت امير بود . عقيل حق داشت بگويد كه من و تو برادريم [ و ] من از تو اطاعت نمىكنم ؟ اين خلاف برادرى بود . براى اينكه برادرند در اينكه آن معنايى كه اسلام مىخواهد با هم پيش ببرند . اين برادرى است . برادرى را براى اين درست كردند كه منسجم بشوند به هم ، و با هم يك ندا پيش بروند .
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 10 سورهء حجرات .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 491 | السيد الخميني