آنها هم در پايين هستند و بالا ، همه حفظ بكنند همهء جهات را براى يك مقصد . همه مقصدشان اين باشد . انسجام پيدا بكنند . يعنى روى مقصد و الّا . انسجام كه معناى آن اين نيست كه ما دو تا به هم بچسبيم . معناى آن اين است كه ما همه با هم يك مقصد داريم و روى آن مقصد راه برويم . اگر اين طور شد ، جامعهء توحيدى است و اگر ، بنا شد كه نظم را از دست بدهيم ، جامعه از توحيديت بيرون مىرود . اگر شما از بالا اطاعت نكنيد ، بالا به شما تعدى بكند ، من از بالاترم اطاعت نكنم ، بالاتر به من تعدى بكند ، اين انسجام از بين مىرود . اين جامعهء توحيدى از بين مىرود . جامعهء توحيدى اين است كه همه كار خودشان را انجام بدهند روى نظام و همه هم مقصدشان يكى باشد . اين جامعهء توحيدى است .
مغايرت بىنظمى و خودسرى ، با جامعهء توحيدى
اينهايى كه مىآيند در داخل ارتش ، در داخل ژاندارمرى ، در داخل پاسبانها ، در داخل شهربانى ، توى جمعيتها ، توى دانشگاهها ، همه جا اين شياطين هستند ، همه جا ، اينهايى كه مىآيند با اسم اينكه جامعهء توحيدى ، مىخواهند توحيد را از بين ببرند . اينها نقشه دارند براى اينكه همه را بپوسانند . اين جامعه را بپوسانند . مقصد دارند اينها . ما بايد آگاه باشيم از اين معنا . جوانهاى ما را بايد آگاه بكنند . شماها بايد آگاه باشيد . جوانها را آگاه بكنيد كه مقصد اين است .
آقايانى كه روابط دارند ، با شما هستند ، آنجا بايد آشنا كنند جوانها را به اينكه جامعهء توحيدى معناى آن اين نيست كه هرج و مرج باشد . جامعهء توحيدى معناى آن اين است كه همچو با هم پيوست باشند كه آسيب ديگر نبينند ، كه يكى بشوند كأنّه يك موجود . نه اين است كه جامعهء توحيدى معناى آن اين است كه بالا و پايين تو كار نباشد . مگر امكان دارد يك همچو چيزى . مگر انسجام حاصل مىشود اگر چنانچه پايين و بالايى نباشد و همه خودسر باشند . پايين و بالا نبودن معناى خودسرى است . نظم نبودن معناى خودسرى است . خودسرى منافى با جامعهء توحيدى است . اطاعت نكردن مخالف با