اسلام را بر ضد اسلام . شروع كرد به كارهايى كه مسلمانها از آنها خوششان مىآمد .
خوب ، در ايران از باب اينكه قضيهء سيد الشهدا - سلام اللَّه عليه - خيلى اهميت دارد ، اين روى آن نقطه خيلى پافشارى مىكرد . خودش روضه مىگرفت و در تكايايى كه روضهها بودند پاى برهنه مىگفتند مىرود آنجاها . تكايا مىرود و مردم را گول زد به همين حربه كه مردم به آن توجه داشتند كه اين را مىخواستند . لكن او بر ضد مردم مىخواست درست كند . تا مدتى اين طور بود ، تا اينكه حكومتش مستقر شد . حكومتش كه مستقر شد ، شروع كرد به آن چيزهايى كه به او ، حالا يا تعليم شده بود يا خودش مثلًا مىخواست .
تعليم شده بود . يك مقدارىاش هم از آتاتورك گرفت . با حربهء الحاد خودش پيش آمد و اول چيزى را كه در نظر گرفت اين بود كه آثار اسلام را در ايران از بين ببرد . آثار اسلام را چطور بايد از بين ببرد ! يكى اينكه اينى كه همهء ملت به آن توجه دارند اين را ببرد از دست ، از دستشان بگيرد . اين مجالسى كه مجالس روضهء سيد الشهدا بود كه پيش ملت آن قدر اهميت دارد و آن قدر مربى هست و آن قدر تربيت كرده است مردم را ، اين را [ از ] دستشان بگيرد .
تمام روضههاى ايران را قدغن كرد . در هيچ جاى ايران يك كسى نمىتوانست يك روضهاى كه چند نفر محدود حتى باشند نمىتوانستند كه يك چنين مجلسى درست كنند . در همين قم كه - خوب - مركز روحانيت بود آن وقت و حالا ، در همين قم مجلس روضه نبود . اگر بود بين الطلوعين تمام بايد بشود ، قبل از اذان صبح يك عدهء كمى - چهار تا ، پنج تا ، ده تا - مىرفتند و يك صحبتى مىكردند و يك ذكر مصيبتى مىكردند و اول اذان يا يك قدرى بعد از اذان بايد متفرق بشوند . آنها هم حتى مفتّشينى كه آنها داشتند و اشخاصى كه دنبال اينها بودند جاسوسهاشان اطلاع مىدادند ، اين را هم تمام مىكرد . و از آن بالاتر كه اساس را تقريباً به هم مىزد ، اين بود كه روحانيت را از بين ببرد .
شروع كرد راجع به مخالفت با روحانيت ، و اين كه عمامههاى روحانيون را بردارند و كسى حق ندارد عمامه داشته باشد . حتى بعضىشان مىگفتند كه در تمام ايران بيش از شش نفر نبايد عمامه داشته باشند ! و اين را هم دروغ مىگفتند - اصلًا نمىخواستند باشد .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٥٣