تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
مطلبى يك جرياناتى نبوده است . آنها دنبال اين بودند كه قانون را اجرا كنند . البته در بعضى از امورى كه ، امور جزئيه بوده است ، خوب ، حاكم دخالت داشته است . اما در اصول و در آن چيزهايى كه بايد در كشورى اجرا بشود ، تابع قانون الهى بودند . اصلًا رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - كه در رأس همه است ، هيچ وقت يك مطلبى ، يك حكمى ، يك قانونى نداشته است در مقابل قانون خدا ، مجرى قانون خدا بوده است .

تفاوت حكومت اسلامى با ديگر حكومتها

و تفاوت بزرگى كه بين همهء رژيمهاى دنيا ، به هر قِسمى كه مىخواهد باشد ، تمام رژيمهاى بشرى با هر فرمى كه مىخواهد باشد و آن رژيمى كه الهى است و تابع قوانين الهى است ، تفاوت بزرگ اين است كه تمام رژيمها ، آنى كه ديگر عدل و داد و خوب است فقط در حدود طبيعت است . شما شايد در هيچ رژيمى پيدا نكنيد كه حكومت دنبال اين باشد كه تهذيب نفس مردم را بكند ، كارى به آن نداشتند . حكومت دنبال اين بوده است كه بىنظمى نشود . يك كسى در خانهء خودش هر كارى بكند تعرضى به آن ندارد . بيرون نيايد توى خيابان عربده بكشد ، و نظم را به هم نزند ، تو خانهء خودش هر كارى مىخواهد بكند آزاد هست ، فقط حكومتهاى الهى است كه براى اصل مقصد ، اين بوده است كه انسان را آن طور كه بايد باشد ، درست كند . انسان اولش يك حيوانى است ، بدتر از حيوانات . اگر سر خود باشد انسان ، همين طور بار بيايد ، هيچ حيوانى مثل انسان نيست در اينكه در شهوت ، در درندگى ، در شيطنت . حيوانات ديگر حدود شيطنتشان محدود است . حدود شهواتشان محدود است . حدود آن سبعيتشان . انسان چون يك موجودى است كه به حسب خلقت از همهء موجودات بالاتر هست . در طرفِ آن طرف ، شهوت و غضب و طرف شيطنت و اينها مىتواند تا تقريباً لا متناهى برود ، حد ندارد . شما مىبينيد كه اگر چنانچه انسان يك - فرض كنيد كه - خانه‌اى پيدا بكند ، دنبال اين است كه يكى ديگر هم پيدا كند . اگر يك كشورى هم پيدا بكند دنبال اين است كه يكى ديگر هم پيدا بكند . اگر همهء دنيا هم تحت سيطره‌اش باشد به فكر اين است كه در كرهء قمر هم شايد