براى اين كافرهايى كه مسلمان نمىشدند و مؤمن نمىشدند غصه مىخورد . در آيهء شريفه هست كه : مثل اينكه مىخواهى خودت را هلاك كنى براى اينها « 1 » . مىخواست كه همهء عالم به نور برسند . مبعوث شده بود براى اينكه همهء اين هياهوهايى كه در دنيا هست و اين هياهوها براى خود است ، براى رسيدن به قدرت خود است ، اين هياهوها را از بين ببرد ، و يك خداخواهى در مردم ايجاد كند ، توجه به نور ايجاد كند . اگر ايجاد بشود آن ، ديگر اين همه نزاعهايى كه در دنيا هست از بين مىرود .
بىايمانى ريشهء اختلاف و درگيرى
اگر تمام انبيا جمع بشوند در يك محلى ، هيچ وقت با هم نزاع نمىكنند . اگر اوليا و انبيا را ، شما فرض كنيد كه الآن بيايند در دنيا ، هيچ وقت با هم نزاع ندارند . براى اينكه نزاع مال خودخواهى است . از نقطهء نفس انسان پيدا مىشود كه آنها نفس را كشتهاند . جهاد كردهاند و همه خدا را مىخواهند . كسى كه خدا را مىخواهد نزاع ندارد . همه نزاعها براى اين است كه اين براى خودش يك چيزى مىخواهد ، آن هم براى خودش يك چيزى مىخواهد . اين دو خودها تزاحم مىكنند . اين قدرت را مىخواهد مال خودش باشد ، آن هم قدرت را مىخواهد مال خودش باشد . تزاحم مىكنند . جنگ درمىآيد .
اگر مردم تربيت بشوند به تربيت انبيا كه همهء كتب آسمانى براى اين تربيت آمده است ، همهء اين نزاعها از بين مىرود . همهء اين گرفتاريهايى كه براى بشر است از بين مىرود .
برادر مىشوند همه . همان طورى كه در قرآن كريم همه را برادر خوانده است . مؤمنها برادرند . از اين آيه استفادهء اين معنا مىشود كه چنانچه دو نفر به اخوت ايمانيشان عمل نكنند ، برادر نباشند ، مؤمن نيستند . «
الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
» « 2 » اينكه برادر هستند . اين مؤمنها برادرند . همان طورى كه يك برادر براى برادر خودش خير مىخواهد ، مؤمن اين است .
اگر يك وقت ما ديديم كه كسى براى برادرهاى خودش خير نخواست ، نزاع راه
هامش
( 1 ) - سورهء شعرا ، آيهء 3 : «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
( 2 ) - سورهء حجرات ، آيه 10 .