انبيا آمدند كه ما اشخاصى [ را ] كه از نور بهرهاى نداريم و ظلمات - به ما - احاطه كرده است از هر طرف ما را ، از اين ظلمتهاى گوناگون نجات بدهند و برسانند به عالم نور ، كه اگر رسيديد به عالم نور ، شما سر تا پايتان نورانى مىشويد ؛ نور مىشويد . اصلش حرفى كه مىزنيد نورانى است . حرفى كه مىشنويد نورانى است . گوش و سمع و بصر [ نورانى است ] همهء گوش خودت را رها كردهاى ، يك گوش نورانى پيدا كردهاى . چشم ظلمانى را رها كردهاى ، يك چشم نورانى پيدا كردهاى . چشمى است كه با آن توجه به خدا داريد . گوشى است كه با آن توجه به خدا داريد .
مشكل توبه ، در دوران پيرى
بايد خودمان را بسازيم . خودتان را كه بسازيد همه كارهايتان جهاد سازندگى است .
هر كارى بكنيد ديگر در حيطهء جهاد وارد شدهايد شما . شما مجاهد هستيد ديگر . كارهاى مجاهد كارهاى جهادى است . كوشش كنيد كه اين جهاد سازندگى را در خودتان ايجاد كنيد . يعنى ، مشغول بشويد به اين كار . نگذاريد براى اينكه بعد آخر عمر . بسيارى از وسوسههاى شيطان يكيش همين است . شيطان باطنى انسان ، همين است كه حالا جوانيم ، ان شاء اللَّه وقتى كه پير بشويم آن وقت توبه مىكنيم . شما نمىدانيد كه براى پير توبه كردن ديگر به اين زوديها امكان ندارد . يك درختى كه تازه درآمده است مىشود كند آن را ، و يك بچه هم مىكند آن را . اين درخت وقتى كه يك مقدارى بزرگ شد ، يك مرد بزرگ مىتواند بكند . يك قدرى بزرگتر شد محتاج به آلات است تا كنده بشود . يك وقت درختى كه تناور شد و بزرگ شد ، مثل « چنار امامزاده صالح » « 1 » - نمىدانم حالا هست يا نه - اين را ديگر به اين [ آسانى ] ها نمىشود كند آن را . اين ريشههاى اخلاق فاسده ، ريشههاى اعمالى كه در انسان هر عملى بكند يك ريشهاى در نفس پيدا مىشود ، اولش آسان است . يك معصيتى كرد ، مىتواند زودى برگردد . يك قدرى كه اضافه شد مشكلتر
هامش
( 1 ) - آرامگاه امامزاده صالح در منطقهء شميرانات تهران واقع است . اين امامزاده داراى چنار بزرگ و كهنسالى است كه قرنها از قدمت آن مىگذرد .