اسلحهء پوسيدهاى است كه سابقاً اگر يك چنين چيزى مىگفتند در ايران ، خوفى بود . اما ايران الآن از اين چيزها خوفى ندارد و اين اسلحه پوسيده است . اصلًا اسلحه در دنيا پوسيده است . مسخره مىكند دنيا اين حرف را . اين حرفى كه ما مداخلهء نظامى مىكنيم .
اين حرفى است كه دنيا مسخرهاش مىكند . لكن حالا اگر ديوانگى كردند و يك چنين كارى كردند ما هم حاضريم . ما ابايى از اين نداريم . البته ما حتى الامكان مىخواهيم كه بشر انسان باشد و مثل سباع « 1 » به هم نريزند . اما اگر سباعى به ما حمله كرد ما دفاع مىكنيم تا آن حد كه مىتوانيم . اما قضيهء اقتصادى و اينها . اين هم همانطور است . از همان قماش است كه كهنه شده اين اسلحهها . آقاى كارتر خيال مىكند كه ماها از دنيا اصلًا بىخبر هستيم ، هيچ اطلاعى از دنيا نداريم . ايشان را هم به آن طور حالا مىشناسيم كه ابرقدرت هست و داراى كذا و چقدر نمىدانم لشكر و چقدر سلاح و امثال ذلك و همهء دنيا هم . ما عقيدهمان مثلًا اين است كه تا ايشان بگويند كه « محاصره اقتصادى » در دنيا به روى ما بسته مىشود . اين هم از آن خيالاتى است كه ايشان كردند پيش خودشان . در آن كاخ سفيد قهوه خوردند و يا اگر مىخوردند و پاهايشان را روى هم انداختند اين فكر را كردند . ما پيشمان اين حرفها مطرح نيست . ما اين را گفتيم كه ما خودمان از اين زمين خدا ، روزى خودمان را در مىآوريم . و علاوه كى گوش مىدهند مردم به اين حرفها ؟ دولت خودشان هم در يكى دو دفعه تا حالا دو سه دفعه تا حالا گفتهاند كه اين حرف صحيح نيست ، محاصرهء اقتصادى صحيح نيست ، به كلى نمىشود . ممالك ديگر هم كه تابع ايشان نيستند . بلى آقاى سادات تبعيت دارد ، تابع است . او چشم و گوش بسته مثل شاه ما تسليم است . و من چقدر بايد تأسف بخورم كه يكى كه در يك مملكت اسلامى دارد مىگويد « من رأس اين مملكت هستم » با دو نفر كه هر دو دشمن اسلام هستند ، دشمن اسلام هستند نه دشمن يك طايفهاى ، رژيم اسرائيل دشمن اسلام است نه دشمن ما ، نه دشمن شما . كارتر هم برادر اوست . اينها سر يك ميز بنشينند و با هم معاهده كنند بر ضد اسلام و
هامش
( 1 ) - سباع : درندگان .