ميليون ، يك ميليون و نيم ، دو ميليون بود . و كشور ما بعد از اينكه انقلابش پيروز شد ، يك نفر هم حتى بيگناه كشته نشد . آن اشخاصى كه در محكمه بردند و ثابت شده است به اينكه اينها مفسد بودهاند و فساد ايجاد كردهاند و قتل عامها كردهاند ، امر به قتل عامها كردهاند ، آنها يك عدهء معدودى بودند كه بعد از اينكه محاكمه شدند به جزاى خودشان رسيدند . بعد از انقلاب ما ، يك آزادى داده شد . تمام مرزها باز و تمام فرودگاهها باز و تمام احزاب و تمام نويسندگان آزاد . در صورتى كه بعد از انقلاب ، شما مىدانيد كه تمام اينها به روى دنيا بسته مىشود . انقلاب ما ، غير از انقلاب جاهاى ديگر است . انقلاب وقتى متكى بر اسلام شد و ملت متعهد به اسلام بودند اين انقلاب نمىتواند آن طور خسارت را داشته باشد . ما هر چه خسارت ديديم در حالى بوده است كه با شاه ، شاه مخلوع و دارودستهء او برخورد داشتيم و حالا هم هر چه مقتول هست آنهايى هستند كه آنها دارند جنايت مىكنند و باز هم ناچيز هست ، چيزى نيست در نظر ما . اما قضيهء تشرهاى آقاى كارتر . نمىدانم شما اين مثل را مىدانيد . من حيفم مىآيد كه مثل بزنم به شير ، كه مىگويند وقتى كه مقابل يك دشمن مىايستد هم فرياد مىزند و هم از آن طرفش چيزى بيرون مىآيد و هم دمش را حركت مىدهد . فرياد مىزند براى اينكه طرف را بترساند . مىترسد ، از اين جهت از او چيزى هم صادر مىشود . دمش را حركت مىدهد براى اينكه ميانجى پيدا كند . آقاى كارتر را من حيفم مىآيد كه بگويم شير ، لكن يك موجودى است كه همين كارها را دارد مىكند . اين هياهو و اين فريادها و آن ترساندن ماها را از اقدام نظامى ، و دخالت نظامى ، اينها كهنه شده است و لهذا يك دفعه يك چيزى مىگويد فوراً بعدش يك چيزى ديگر مىگويد خلاف آن . اينها همان فريادهايى است كه آن حيوان مىزد براى اينكه بترساند طرفش را . الآن ملتهاى اسلامى و ملتهاى غير اسلامى هم توجهشان به اينجاست و دلهايشان با ماست . شما اين را بدانيد كه اگر چنانچه سرنيزهء سادات از روى مصر برداشته بشود ، ملت مصر با ماست . براى اينكه ما اسلام را مىخواهيم ، مصر هم اسلام را مىخواهد . ما مىخواهيم يك حكومت اسلامى باشد ، ملت مصر هم همين را مىخواهند . ما مىخواهيم يك ملت اسلامى باشد ، ملت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٢٤