تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
عراق هم همين را مىخواهند ، ملتهاى ديگر هم ، تركيه هم همين را مىخواهد . هر جا كه مسلم است ملتش مايل است كه يك رژيم اسلامى ، يك رژيم عدل باشد . بلكه اگر ما تبليغاتمان برسد به دنيا و ما به مردم دنيا حالى كنيم كه اسلام چه چيز است . اسلام اصلًا شناخته نشده است . تا حالا اصل اسلام شناخته نشده است . كسى نمىداند چيست . تا حكومت مىگويند ، به نظرشان حكومت محمد رضا مىآيد و سادات و كارتر مىآيد . تا رژيم گفته مىشود ، اين رژيمها به نظرشان مىآيد . ما هر چه هم بخواهيم به آنها بفهمانيم ، تا نتوانيم درست پياده كنيم آن چيزى را كه موافق رضاى خدا و رسول خداست ، نمىتوانيم ادعا كنيم كه ما يك رژيم اسلامى داريم . ما الآن در آستانهء اين واقع شده‌ايم كه يك رژيم اسلامى متحقق بشود و ان شاء اللَّه متحقق بشود . لكن اگر دنيا بفهمد كه اين اسلام چيست ، حكومت اسلام چه جورى است ، چه وضعى دارد ، حاكم اسلام و رئيس اسلام با محكومين و با اشخاصى كه به آنها حكومت مىكند چه وضعى داشته‌اند ، سردارهاى اسلام در صدر اسلام با مردم چه وضعى داشته‌اند ، سردارى كه يك نفر آدم بازارى ، سُوقى به او فحاشى مىكند ، نشناخته و بعد او راه مىافتد مىرود بعد به او مىگويند كه اين مالك اشتر ظاهراً بود ، فهميدى چه كردى ؟ فهميده و مىدود دنبالش كه مىبيند رفته مسجد . مىگويد كه من آمدم مسجد دعا كنم براى تو . اين يك فرم حكومتى است كه دنيا نديده است . يعنى تا حالا در دنيا نشده است پياده بشود . زمان حضرت امير و زمان پيغمبر اكرم و خلفا يك مقدارى ، آن طورى كه مىخواستند يك مقدارى شد و الّا آن طورى كه آنها مىخواستند نشده است تا حالا . بعد از آن هم كه بنى اميه آمدند و بنى عباس آمدند و حكومتهاى ايرانى و نمىدانم بومى و اينها بودند كه ديگر بدتر شد مصيبتها . اگر بتوانيم و شما نويسنده‌هايى كه مسئول هستيد ، همهء شما مسئول هستيد ، همهء نويسندگان اسلام مسئول هستند ، همهء گويندگان اسلام مسئول هستند كه معرفى كنند اسلام را به مردم . حكومت اسلام را معرفى كنند به ملتهاى خودشان كه حكومت اين است وضعش . نه آنى كه محمد رضا داشت و نه آنى كه سادات دارد و نه آنى كه ساير سران قوم دارند . آنها اصلش اجنبى است از اسلام . ربطى به اسلام ندارد . اگر ما معرفى