ديروز يك زنى كه آمده بود اينجا « 1 » و مصاحبهاى با من كرد و يكى از حرفهايش اين بود كه شما را مىبينم كه يك چهرهء آرامى داريد ، ولى در خارج يك طور ديگر شما را معرفى كردهاند ؛ اين شما را ناراحت نمىكند ؟ گفتم : از جهتى چرا و آن اين است كه چرا بايد انسان اين طور باشد كه براى مقاصد خودش ، يك مسائل خلاف واقع بگويد ! ؟ خوب آنها گفتند كه خمينى وادار كرده است كه پستانهاى زنها را ببرند ! حالا هم شما آمديد اينجا ، خوب ، برويد توى مردم بپرسيد كه آيا تا حالا پستانى بريده شده است تا اينكه آمرش « 2 » يك كسى باشد . به او نگفتم ، لكن واقع اين است . مىگويند شيطان را خواب ديدند با يك صورت خوبى ! گفتند كه خوب ، اينكه غير آن است كه به ما ارائه دادند . گفت : قلم دست دشمن است ! مسأله اين است . ديروز هم يك ورقهاى آوردهاند اينجا گفتند اين هيتلر است . هيتلر آن طرف دستش را پشتش زده و دارد اين طور نگاه مىكند ؛ من هم آنجا كاريكاتورى . . . و يك شمشيرى كشيدم ، و يك عده هم سر و جمجمه آنجا هست كه اينها همه آنهايى است كه من سرهايشان را بريدهام !
تعريف دشمن ، تكذيب نظام است
و ما هم نبايد توقع داشته باشيم كه اينها براى ما خوب بگويند ، اگر خوب بگويند ، معلوم مىشود ما خيانتكاريم ! آن روزى كه من آن وقتها مىگفتم كه نمىفهمد اين دستگاه ؛ « 3 » براى سقوط من اين است كه آنها شروع كنند به تعريف كردن ! آنها هر روز فحاشى مىكنند ؛ اين غلط است . هر چه فحاشى بكنيد اين مردم مىگويند كه اين ، مخالف اينهاست . اگر شروع كرده بودند به تعريف كردن ، چه كردن و احترام كردن و اينها ، ما كم كم تمام مىشد كارمان ! اگر چنانچه امريكا از ما تعريف كند و روزنامههاى امريكا از ما تعريف كنند ، آن وقت است كه بايد مردم بگويند اين چه است قضيه ؟ يك قضيهاى است كه دارند تعريف مىكنند ! البته بايد از ما تكذيب كنند ، از شما هم بايد تكذيب كنند ،
هامش
( 1 ) - اوريانا فالاچى ، خبرنگار ايتاليايى .
( 2 ) - دستور دهنده .
( 3 ) - رژيم پهلوى .