درست كنيم ، برويم از اروپا افراد پيدا بكنيم ؟ برويم از آنهايى كه طرفدار اروپا و طرفدار غرب هستند ، طرفدار كمونيستها هستند از آنها يك افرادى پيدا بكنيم ؟ آقايان بروند آنها را پيدا بكنند كه ناراحت نشوند اين آقايان ! خوب ، آقايان هم اگر پيدا مىكردند و معرفى مىكردند و ملت مىفهميد كه اين بر خلاف مسير اسلام است ، از آقايان هم انصراف پيدا مىكردند . با آقايان ، عقد اخوتى مردم نبستند .
جايگاه مردمى آقاى طالقانى
مردم به عنوان اينكه اينها اسلامى هستند و معرف اسلام هستند همهء ما اين طورى هستيم . به عنوان اينكه ما يك آدمى هستيم خدمتگزار اسلام هستيم مردم ما را مىپذيرند ؛ و الّا چشم و ابروى سياهى كه ما نداريم كه مردم براى خاطر او ما را بپذيرند . اينها مىدانند كه ماها خدمتگزار هستيم به آنها و خدمتگزارها را به آنها علاقه دارند . اين مردمى كه به آقاى طالقانى اين قدر اظهار [ علاقه ] كردند اين واقعاً براى اين است كه آن آقا نوشته است كه چون ايشان دمكرات بود از اين جهت اين قدر مردم [ . . . ] ، آن چيزها را كه مردم مىبوسيدند ، آن كلنگى كه قبر ايشان را كنده بود مىبوسيدند ، اين براى آن بود كه ايشان يك مردى بود دمكرات بود ؟ اين جورى بود ؟ ! يا نه ، اين يك روحانى بود ، مردم روحانيها را مظهر نبوت مىدانند و مظهر امامت مىدانند .
و در آن حرفهايى كه من ديروز زدم ، شايد فردا بشنويد ، اين است كه ببينيم مردم چه مىگويند . ما يكوقت اين است كه مىرويم توى اتاق مىنشينيم و هر چه دلمان مىخواهد مىنويسيم : اين براى خاطر اين بود ، اين براى خاطر آن بود ! يكوقت مىخواهيم ببينيم كه اين مردم كه انقلاب كردند و همچو اظهارِ - عرض مىكنم كه - مصيبت كردند چه چيز مىگفتند . جز اين بود كه مىگفتند : اى سيد ما ، سرور ما ، « اى نايب پيغمبر ما جاى تو خالى است » . اينها به عنوان « نايب پيغمبر » مىشناختند ايشان را . از اين جهت آن كلنگ را مىبوسيدند . مثل آن است كه ضريح حضرت معصومه را مىبوسند . به طلا و نقره و به آهن علاقه نيست . اين يك اظهار علاقهاى است نسبت به خدا و نسبت به پيغمبر و نسبت