تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
به اينها . اينها از اين مسائل خوفشان برداشت ! يك سيد پيرمرد وقتى از توى اين جمعيت مىرود اين طور مىشود و هزار نفر از حزب دمكرات اگر از بين برود مردم شادى مىكنند ! اين خوف دارد از اين . و ما هم نبايد آنها را تأييدشان كنيم ؛ براى اينكه آنها هم مىخواهند يك جايى داشته باشند ؛ دست و پا مىزنند كه يك فكرى براى خودشان بكنند ؛ و لكن ما بايد فكر اين معنى باشيم كه اين ملت ما از چه ضربه ديده تا حالا ؛ و بايد با چه عصايى حالا راه برود كه آن ضربه‌ها را نخورد .

نيم قرن خيانت اجانب

ما پنجاه و چند سال است ضربه كه خورديم از اجانب ؛ خورديم . از گرايش به اجانب ، از اينكه همه چيز ما توجه به آنجا داشته ، ما ضربه‌ها را خورديم ؛ حالا باز ما تكرار بكنيم آن ضربه‌ها را . تكرار بكنيم آن مسير را ؟ يا نه ، ما بايد منقلب كنيم اين مسير را به يك انقلاب ديگرى . لا اقل آنهايى هم كه اعتقاد ندارند كه مكتب ما ، مترقيترين مكتب است خوب ، تجربه كنند . پنجاه سال آن طرف را تجربه كرده‌اند ، پنج سال هم اين طرف را تجربه كنند . آن وقت اگر اين طرف هم همان جور از كار در آمد و همان قلدريها و همان آدمكشيها و همان غارتگريها در اين طرف هم اگر بود ، آن وقت بيايند بگويند هر دوتان كنار ، يك فكر ديگرى بايد كرد . اما بىتجربه و بدون اينكه اينها بفهمند كه حالا بنا چيست ، حالا از افراد اينها بشناسند ، افرادى كه در آن رژيم بود و افرادى كه در اين رژيم هست [ . . . ] يكوقت اين است كه اين فرد قاطع نيست ، نمىدانم خيلى نمىتواند كار بكند ، يك مسأله است . يكوقت اين است كه بگوييد كه نه ، اين فرد همان كارهايى كه رژيم سابق ، از دزدى ، و از غارتگرى ، از خيانتگرى ، و از خدمت به اجانب مىكرد ، اينها هم دارند همان كار را مىكنند . گمان ندارم اگر يك همچو حرفى بخواهند بزنند انصاف باشد . اين خلاف انصاف است . ما افراد را مىشناسيم ، افرادى كه در شوراى انقلاب هستند اينها را مىدانيم كىها هستند . افرادى كه در دولت هستند ، به استثناى يك عده‌اى ، بعضىشان ، خوب مىدانيم اينها كه خيانتكار به آن معنا كه