چيز از آنجا است . يكى از نويسندههاى اينجا هم ، كه حالا مرده است « 1 » او هم مىگفته است كه ما همه چيزمان بايد از انگلستان باشد ! همه چيزمان . اين براى اين است كه تبليغات آنها ، مغز آنها را تهى كرده است ؛ و از خودشان بيگانه شدند . شرقىهاى ما از مَآثِر « 2 » شرق [ غافل شدهاند ] كه اروپا گرفته است . كتابهاى شيخ الرئيس حالا هم در اروپا مورد استفاده است ، مآثر شرق را از دست ما گرفتهاند . و ما را همچو تهى كردند كه هر چه صحبت مىشود ما حرفمان آنجاست . تا يك كسى زكام مىشود ، بايد برود اروپا ! مىخواهد لُوزَتَيْنَش را عمل كند ، اين بايد اروپا برود ، يا اگر متمكن است ، يك طبيبى از اروپا بياورد . من يك وقت - اطبا بعضيشان بودند - گفتم كه خوب ، يك همچو مسألهاى است كه شما معلوم مىشود هيچى بلد نيستيد كه اين طورى گفتند ما بلد هستيم ؛ همانها كه ما بلد هستيم در آنجا هم الآن اطباى ما كار مىكنند ؛ اينها هم كه بروند آنجا شايد بسياريشان پيش اطباى ايرانى [ بروند ] ، اما وضع جورى شده است كه اين مطلب در همه جا گسترش پيدا كرده . هر كه هر چه بخواهد بفهمد ، بايد اروپا برود . ايران اصلًا جاى فهمى نيست ! مسألهاى نيست در ايران . اين طور نيست كه ايران خودش بتواند خودش باشد ! اين براى اين است كه اين تبليغات ما را از آن محتوايى كه خودمان داشتيم تهى كرده . يعنى شرقى را از شرقيت خودش تهى كرده ؛ مغز غربى براىِ او گذاشته ؛ و مغز غربى انگل . اين ديگر در همهء قشرها هست ، همهء قشرها يك همچو غربزدگى در آنها هست ، منتها كم و زياد دارد . بعضى زيادتر ، بعضى كمتر .
نجات كشور از غربزدگى
و ما اگر بخواهيم واقعاً مملكتمان نجات پيدا كند ، مقدّم بر همه اين است كه از اين غربزدگى نجات پيدا كنيم . شما ملاحظه كنيد ، حتى اسم خيابانهاى ما « روزولت « ، » چرچيل » ، چه ! خوب چرا ؟ براى اينكه ما براى خودمان شخصيتى قائل نيستيم ؛ الّا
هامش
( 1 ) - گويا ، سيّد حسن تقى زاده است .
( 2 ) - آثار به جا مانده .