تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
دولت اشكال بكنيم ؛ به ملت اشكال بكنيم ؛ به نهضت اشكال بكنيم .

جبران ناپذيرى جنايات رژيم شاه

شما بدانيد اين را كه در عالم همچو نهضت به اين خوبى نبوده ، انقلاب « سفيد » اين بود ؛ نه آن كه او درست كرده بود . شما نهضتهايى كه ، انقلابهايى كه در عالم واقع شده يكى انقلاب فرانسه است كه بزرگ است ، يكى انقلاب شوروى است ، آن قدرى كه آنجاها آدم كشته شده ، و ساير انقلابات آن قدرى كه آنجاها خونريزى شده اينجا نشده . براى چه ؟ براى اينكه بعد از انقلاب يك اسلام [ آمده ] نمىگويم اسلام تحقق پيدا كرد ؛ لكن نسيم اسلام بود . ديگر اينهايى كه انقلاب كرده‌اند ننشسته‌اند آنجا همين جور سر بِبُرند تا آخر . هر كس را احتمال بدهند كه مخالف است به تفنگ ببندند ، اين مسأله نبود . البته يك عده‌اى كه پنجاه سال اين مردم را قتل و غارت كردند اين عده كه عددشان شايد تا حالا به صد و چند نفر بيشتر - نمىدانم حالا من عددشان را ، كم بوده عددشان ، جنايتشان زياد بوده - لكن عددى از ايشان كم بوده ، اينها البته به جزاى خودشان رسيدند ، نه آن جزايى كه بايد برسند . آن جزا در آنجا بايد واقع بشود ، در اينجا نمىشود . اصلًا يك نفر آدمى كه صدها خانواده را بىسرپرست كرده ، صدها جوان را از مادرهايشان جدا كرده و داغ كرده و آتش زده و بو داده است روى تاوه‌هاى متصل به برق ! اين را نمىتوانيم ما جزايش را اينجا بدهيم . يك جان اين دارد ، آن يك جانش را فرض كنيد از او گرفتند ؛ آن هزارها خانواده را چه كرده ، ما نمىتوانيم . اين دليل بر اين است كه يك جاى ديگرى هست كه بايد او تا ابد بسوزد ؛ و تا ابد جناياتى را كه كرده جبران بشود . در آنجا جبران مىشود ان شاء اللَّه . مقصود من اين است كه اين حرفهايى كه حالا دارند مىزنند ما از اين بزرگترش را شنيديم و اعتنا نكرديم . اينها ديگر چيزى نيستند . يك تتمه‌اى است كه دست و پايى اين آخرى مىزنند . چلاپ و چلوپى « 1 » مىكنند ! و ان شاء اللَّه با قدرت شما و با قدرت ايمان شما ، و قدرت اسلام ، اين نهضت به آخر
هامش
( 1 ) - صداى دست و پا زدن فردى كه در آب افتاده و در حال غرق شدن مىباشد .