تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
آنها هستيد - نمىخواهم بگويم آنها چطورند . آنها هم از آنها بدتر ! همه‌شان با وضع ما موافق نيستند ، همه مىخواهند كه از اين سُفره يك حَظّى ببرند لكن در اين قضيه كه آتش زدن خرمنها و امثال ذلك باشد ، اين منفعتش مستقيماً توى جيب امريكا مىرود ، براى اينكه آنها گندمهايشان زياد است و بالاخره يا بايد آتش بزنند يا به دريا بريزند ، و بازار مىخواهند . همان طورى كه ملاحظه كرديد كه قضيهء « اصلاحات ارضى » هيچ نبود الّا اينكه يك بازارى براى امريكا درست كند و نگذارند ما زراعت داشته باشيم . همان طورى كه خود آن مَردَك « 1 » از عمّال امريكا بود ، و براى بازار درست كردن امريكا اين كار را كرد و نقشه از آنها بود ، و آن اجرا مىكرد . الآن هم نقشه از آنهاست و اينها اجرا مىكنند . منتها آن به اسم « آريامهر » ؛ اينها به اسم فلان و فلان چپگرا ! مسأله اين طورى است ، همينها بودند كه در زمانى كه او بود از او طرفدارى مىكردند . در دربار هم از همينها بود ، از بزرگانشان در دربار هم بودند . . . ديگر وقتى خود امريكا هيچ كارى نتوانست بكند ؛ با همه صحبتهايى كه كرد ، يك وقت به صورت ارعاب ، و يك وقت به صورت مصلحت‌انديشى . اخيراً هم كه شاه رفته بود و بختيار بود ، ديگر به صورت اينكه نه ، صلاح نيست ، حالا زود است ، نورَس است ، حالا چه ، مىآمدند كه من را نگذارند به ايران بيايم ، جديت مىكردند كه ما نياييم ايران . همين جديت آنها باعث شد كه من فهميدم كه رفتن ما مُضر به حال اينهاست ! براى اينكه آنها براى صلاح ما نمىگفتند كه شما زود است حالا برويد و حالا پيغام فرستادند به وسيلهء رئيس جمهور فرانسه « 2 » كه آوردند براى ما خواندند پيغامشان را ، كه الآن چه طور است و كذا هست و زود است ، نورَس است ، حالا شما يك قدرى چند هفته‌اى باشيد . من ديدم كه معلوم مىشود كه در اين چند هفته مىخواهند اينها قوايشان را مجتمع كنند كه ديگر هيچ كارى از ما برنيايد . حالا كه مردم الآن قيام كردند و نهضت كردند ، حالا بايد رفت ، هر چه شد . ما بنا گذاشتيم
هامش
( 1 ) - شاه . ( 2 ) - رئيس جمهورى فرانسه در آن زمان آقاى « والرى ژيسكاردستن » بود .