راه ندادند ! گفتند از همان جا كه آمديد به همان جا برگرديد . وقتى هم عراق آمديم ديديم كه . . . من فكر كردم كه ما هر جا برويم همين صحبتها هست ؛ براى اينكه اينها همه مربوطند به هم ، يك سياست است ، اينها همه پشت او ايستادهاند . ما ديديم كه خوب ، حالا برويم در خارج . خارج آمديم و آنها هم پشيمان شدند . ما آمديم آنجا . جو آنها آنجا . . . من متشكرم از اين جوانهاى عزيز ما كه از همه جاها آمدند احوال از ما پرسيدند ؛ مجتمع شدند ، حرفهاى ما را شنيدند ؛ منتشر كردند مصاحبات ما [ را ] در آنجا . گاهى همه جا منتشر مىشد . و اين يك راهى براى پيروزى ما به حمد اللَّه بود .
كليد پيروزى ؛ حفظ وحدت
در هر صورت به شما عرض بكنم كه تحت وسوسهء ابليس و عُمّال ابليس - كه همينهايى است كه مىنويسند و همينهايى كه مىگويند - هيچ وقت نرويد . شما پيروزيد و پيروزى تا آخر مال شماست . آنى كه من به شما عرض مىكنم اين است كه كليد پيروزى را حفظ كنيد ، كليدش را اگر حفظ كرديد عنايت خدا با شماست . اجتماعتان را حفظ كنيد . الآن دنبال اين نباشيد كه ما حوايجى داريم برآورده نشده . اين را به اين آقا دارم مىگويم . من هم مىدانم كه حوايج [ برآورده نشده . ] من هم حوايجى دارم كه برآورده نشده ، آقا هم حوايجى دارد ، و آقا هم . همه يك چيزهايى مىخواهند كه آنها نشده . من كه از اول مسائل يادم هست ، [ حدود ] پنجاه و هشت سال ، شماها هم كه در بين راه ملحق شديد ، زمان اين شاه را ادراك كردهايد ، از آن وقت كه چشمتان را باز كرديد ، اختناق بوده ، زحمت بوده ، گرفتارى بوده ، توى حبس بوده ؛ تبعيد بوده ؛ از اين مسائل بوده ؛ گرفتاريهاى ديگر كه چپاول بوده - همه چيز شما را بردهاند اينها . جواهرات كه پشتوانهء اين مملكت بوده ، يك مقداريش را رضا شاه برد و انگليسها بين راه از او گرفتند و بردند ؛ يك مقداريش را هم ايشان حمل كرد و برد . الآن هم بانكهاى ما گرفتار قرض است ؛ يعنى دولت گرفتار قرضهايى است كه اينها از بانكها گرفتهاند و گذاشتند رفتند . در هر صورت ، الآن وقت اين نيست كه ما گرفتاريهاى شخصى كه داريم طرح كنيم ، و هى به